{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرفته ای غزلم را به قاب نقاشی

گرفته ای غزلم را به قاب نقاشی
نوشته ام دو سه خط در جواب نقاشی

ربودی از نَفَسِ عشق روح عیسیٰ را
دَمیدی از تَهِ دل روی قاب نقاشی

چه حس مشترکی در میان دلها بود
دلِ من و دلِ تو، شعرِ نابِ نقاشی

غزال تشنه ی شعرم رسید تا لب بوم
به رنگ عاطفه دادی از آب نقاشی

چه کودکانه کشاندی به رنگ و بوم و قلم
خیال کودک دل را به خواب نقاشی

و در دو راهیِ این شهرِ ناکجا آباد
خراب عشق شدم یا خراب نقاشی

پُر از حکایت رنگین عشق بود و دلم
اسیر و خیره به جلدِ کتابِ نقاشی

خوش است در رگِ پیمانه ها درآمیزد
همیشه خون غزل با شراب نقاشی
دیدگاه ها (۱)

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

فراز مردانی

جملیه عجم شاعر گنابادی

رضا کاظم زاده شاعر تبریزی

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

معین گوش کن لذت ببر 👌👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط