تقدیم به تمام بانوان شاغل:
تقدیم به تمام بانوان شاغل:
کفش هایم را پایم می کنم...
صبح های زود
زودتر از همه از خانه بیرون میزنم و زندگی را آغاز می کنم...
به اندازه تمام روز می دوم...
اعتراف می کنم که سالهاست پاهایم درد می کند...
هوا تاریک می شود...
به خانه بر می گردم و حالا...
کارهای زنانه ام را شروع می کنم:
مو هایم را شانه می کنم...
لباسم را عوض می کنم...
رژ می زنم...
به دستانم لاک می زنم...
و تمام سعی ام را می کنم که این دو نقش را اشتباه نکنم...
زن بودن با تمام زیبایی هایش خیلی سخت است خصوصا اگر شاغل باشی...
و آرزوهای بزرگ برای زندگی هم داشته باشی...
فاصله مرد و زن بودنم...
"درب" خانه است...
در خارج از خانه شبیه مردها می شوم
مثل آنها نگاه می کنم و حتی حرف می زنم
روزها مرد می شوم و شب ها زن...
چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم سخت است...
صبح ها زودتر از همه بیدار شدن
و شب ها دیرتر از همه خوابیدن
عشق می خواهد...
کفش هایم را پایم می کنم...
صبح های زود
زودتر از همه از خانه بیرون میزنم و زندگی را آغاز می کنم...
به اندازه تمام روز می دوم...
اعتراف می کنم که سالهاست پاهایم درد می کند...
هوا تاریک می شود...
به خانه بر می گردم و حالا...
کارهای زنانه ام را شروع می کنم:
مو هایم را شانه می کنم...
لباسم را عوض می کنم...
رژ می زنم...
به دستانم لاک می زنم...
و تمام سعی ام را می کنم که این دو نقش را اشتباه نکنم...
زن بودن با تمام زیبایی هایش خیلی سخت است خصوصا اگر شاغل باشی...
و آرزوهای بزرگ برای زندگی هم داشته باشی...
فاصله مرد و زن بودنم...
"درب" خانه است...
در خارج از خانه شبیه مردها می شوم
مثل آنها نگاه می کنم و حتی حرف می زنم
روزها مرد می شوم و شب ها زن...
چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم سخت است...
صبح ها زودتر از همه بیدار شدن
و شب ها دیرتر از همه خوابیدن
عشق می خواهد...
- ۴.۰k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط