{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می‌کردیم تا واسه رف

یادش بخیر سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می‌کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم!


کیا وقتی توی خونه کسی بهشون املا نمی‌گفت، کتاب رو باز میکردن، از رو می‌نوشتن، آخر هم به خودشون ۲۰ میدادن؟

دیدگاه ها (۲)

 وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کنبه تمام جزئیاتشبه ل...

مــــرداد " داغ ترین ماه سال بود" تن " ات ...داغ ترین جای دن...

ساحل دلت را به خدا بسپار....خودش قشنگ ترین قایق را برایت می ...

صفت "عقده ای" رو اگه از لغت نامه حذف کنن بعضیا رسما بی هویت ...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

صدای گنجشکها از روی درخت لخت و عور وسط حیاط می یومد، پشت تنه...

پدر بودن، پسر بودن، برادر بودن، همسر بودن، کار داشتن، خونه د...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

واییییی واسه سان ناراحت شدم اینجا💔😭واسه ایتنی هایی که این بر...

نمیدونم کدومتون تا حالا کرگدن رو خوندید اما من سالها پیش اون...

رمان آرام باش

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

I can be myself with himPart¹⁰⁷کمی بعد،باهم از بیمارستان اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط