تکپارتی از کوک درخواستی
تکپارتی از کوک درخواستی
علامت ها ا/ت +کوک -
+سلام من ا/ت هستم چهارساله که با
کوک ازدواج کردم خیلی وقت پیش دکترا بهم گفتن که من نازام ونمیتونم باردار شم
این موضوع رو حتی به کوک هم گفتم اما اون گفت که اشکالی نداره منو بخاطر
خودم میخواد چند روزه که همش حالت تهوح دارم یه حدسایی میزدم که شاید حامله باشم
اما گفتم امکان نداره چون دکترا بهم گفتن که نمیتونم باردار شم
کوک هم با اعضا سر تمرین بود پس تصمیم گرفتم که بیمارستان برم
علامت دکتر &
+وارد بیمارستان شدم رفتم پیش دکتر
+سلام دکتر
&سلام دخترم چه کمکی از دستم بر میاد
+دکتر من پارسال که اومدم آزمایش دادم بهم گفتن که من نمیتوتم باردار شم اما این چند روزه همش حالت تهوح میگیرم نمیتونم
زیاد غذا بخورم بوی غذا حالم رو بد میکنه
&خب دخترم بیا بشین رو این صندلی تا ازت خون بگیرم دوساعت دیگه نتیجه آزمایش رو بهت میگم
+باشه خیلی ممنونم دکتر
دوساعت بعد
&خب دخترم جواب آزمایشا اومده تبریک میگم شما حامله ای
+چی جدی واقعا ممنونم ازتون خیلی خوشحال شدم
&اما دخترم یه مشکلی هست
+(با ناراحتی )چه مشکلی هست دکتر
&ببین دخترم شما یه تمور بزرگ داخل سرت هست و این تمور قابل خوب شدن نیست
یعنی این بچه جون شمارو بخطر میندازه
و باید بین خودت و بچت یکی رو انتخاب کنی
+چی اما اما من نمیخوام این بچه رو سقط کنم
&مطمعنی دخترم
+اره مطمعنم خدانگهدار دکتر
&خدانگهدار دخترم
-تمرینم با اعضا تموم شد اومدم خونه دیدم ا/ت نیست نگرانش شدم هر چقدر هم بهش زنگ میزدم جوابمو نمیداد
1 ساعت بعد دیدم ا/ت اومد داخل بهش گفته بودم که هرجایی میخواد بره از من اجازه بگیره
اما نگرفت عصبانی شدم رفتم موهاشو کشیدم
نکته کوک خیلی غیرتیه کلا عصبانیع وقتی عصبانی بشه نمیتونه خودشو کنترل کنه
علامت ها ا/ت +کوک -
+سلام من ا/ت هستم چهارساله که با
کوک ازدواج کردم خیلی وقت پیش دکترا بهم گفتن که من نازام ونمیتونم باردار شم
این موضوع رو حتی به کوک هم گفتم اما اون گفت که اشکالی نداره منو بخاطر
خودم میخواد چند روزه که همش حالت تهوح دارم یه حدسایی میزدم که شاید حامله باشم
اما گفتم امکان نداره چون دکترا بهم گفتن که نمیتونم باردار شم
کوک هم با اعضا سر تمرین بود پس تصمیم گرفتم که بیمارستان برم
علامت دکتر &
+وارد بیمارستان شدم رفتم پیش دکتر
+سلام دکتر
&سلام دخترم چه کمکی از دستم بر میاد
+دکتر من پارسال که اومدم آزمایش دادم بهم گفتن که من نمیتوتم باردار شم اما این چند روزه همش حالت تهوح میگیرم نمیتونم
زیاد غذا بخورم بوی غذا حالم رو بد میکنه
&خب دخترم بیا بشین رو این صندلی تا ازت خون بگیرم دوساعت دیگه نتیجه آزمایش رو بهت میگم
+باشه خیلی ممنونم دکتر
دوساعت بعد
&خب دخترم جواب آزمایشا اومده تبریک میگم شما حامله ای
+چی جدی واقعا ممنونم ازتون خیلی خوشحال شدم
&اما دخترم یه مشکلی هست
+(با ناراحتی )چه مشکلی هست دکتر
&ببین دخترم شما یه تمور بزرگ داخل سرت هست و این تمور قابل خوب شدن نیست
یعنی این بچه جون شمارو بخطر میندازه
و باید بین خودت و بچت یکی رو انتخاب کنی
+چی اما اما من نمیخوام این بچه رو سقط کنم
&مطمعنی دخترم
+اره مطمعنم خدانگهدار دکتر
&خدانگهدار دخترم
-تمرینم با اعضا تموم شد اومدم خونه دیدم ا/ت نیست نگرانش شدم هر چقدر هم بهش زنگ میزدم جوابمو نمیداد
1 ساعت بعد دیدم ا/ت اومد داخل بهش گفته بودم که هرجایی میخواد بره از من اجازه بگیره
اما نگرفت عصبانی شدم رفتم موهاشو کشیدم
نکته کوک خیلی غیرتیه کلا عصبانیع وقتی عصبانی بشه نمیتونه خودشو کنترل کنه
- ۱۸.۷k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط