اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

-خداحافظ

وقتی فلیکس ادرس ا/ت رو برام فرستاد با قدم های محکم و بلند رفتم سمت ماشین

از شدت عصبانیت راه نیم ساعته رو ده دقیقه ای رسیدم

صدا های بلندی به گوش میرسید اون صدا ها هم صدای ا/ت و یع پسره دیگه بود

میخواستم برم داخل که دوتا بادیگاردا ی جلوی در اومدن و گفتن

علامت دوتا بادیگاردا #

#نمیتونید برید داخل

-میدونی من کی ام [با نیشخند ترسناک و عصبانیت ]

#نه متاسفانه اگه هم بدو نیم فرقی به حالمون

نمیکنه [ با لحن تحقیر امیز ]

-باشع پس خودت خواستی حرومزاده هردو تا بادیگاردا رو زدن و درو با لگد باز کردم

یع پسره جلوی ا/ت وایساده بود و میگفت

◇من باور نمیکنم که تو ازدواج کردی اگه ازدواج کردی پس شوهرت کو اون چجور شوهریه که زن خودشو تنها گذاشته

-انتظار داشتم که ا/ت بهش چیزی بگه اما چیزی نگفت پس خودم شروع به حرف زدن

کردم و گفتم

-اون شوهر داره شوهرشم منم (با داد و کنترل عصبانیت )

اونم که انگار منو شناخته بود و فهمید من کیم گفت

◇تو تو جعون جونگ کوک نیستی بزرگترین مافیای اسیا

-خوبه که منو شناختی

همه ی جمعیت داشتن بع منو ا/ت نگاه میکردن منم بدون توجه به بقیه ا/ت رو روی کولم انداختم

اونم که ترسیده و تعجب کرده بود هیچ حرفی نمیزد

-ا/ت رو گذاشتم توی ماشین و خودمم سوار ماشین شدم

ماشین رو روشن کردم و با تمام سرعت می رو ندم

+با اینکه خیلی ترسیدع بودم و نزدیک بود خودمو خیس کنم گفتم جونگ کوک

-چرا بدون اینکه به من بگی رفتی ها (با داد )

+گفتم تا شب نمیای پس (با گریه )

-پس با خودت گفتی که هیچی به جونگ کوک نگم

+نه بخدا میخواستم بگم اما

-اما چی ها اما چی

+گفتم جونگ کوک تا شب نمیاد منم زود میرم و میام اگه به جونگ کوک بگم شاید مزاحمش باشم نمیخواستم مزاحمت شم جونگ کوک

اما فک نمیکردم اینجوری بشه لطفا منو ببخش هههه

-باشه اما هیچی از تنبیهت کم نشده

+منظورت چیه جونگ کوک میخوای چیکار کنی . .

پارت 27
دیدگاه ها (۲۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط