{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یونگی:هوففف راستش آت باید یه چیزی رو بهت بگم

یونگی:هوففف راستش آت باید یه چیزی رو بهت بگم
آت:چی؟
یونگی: م..من م.نن


























یونگی من از تو خوشم میاد
آت:چی؟
یونگی :دوستت دارم
آت:منم دوستت دارم
و کیس...🤌🌝

دو ماه بعد

دوماه از اینکه یونگی رو به عنوان دوست پسرم قبول کردم میگذره
اون خیلی مهربونه اما بخاطر سادیسمی که داره گاهی اوقات زیادی عصبانی میگه
تو اتاق نشسته بودم و با خودم فکر میکردم که یهو یونگی اومد داخل
یونگی:.......
دیدگاه ها (۱)

یونگی:دختره هرزه منو گول میزنی ارعههآت:چ..چیی؟یونگی کشون کشو...

بیا اینم مدرک یه عکس بود آت با یه مرد دیگه اما آت که تتو ندا...

پارت سوم عشق غیر ممکن

پارت دوم عشق غیر ممکن

#novel_vampireاز موهای ات میگیره و چاقو رو از شکم ات درمیاره...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: والا منم نمی خ...

« قلدر عاشق»« پارت پنجم »تهیونگ حرف های یونگی رو به کوک گفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط