{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به او اعتماد کن

به او اعتماد کن
مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:((ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟))او پاسخ داد:((بله))خدمتکار پرسید:((آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟))ارباب دوباره پاسخ داد:((بله))خدمتکار گفت:((پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟))به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورندبه او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم استبه او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنیاعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود...برگرفته از:کتاب "برای آن بسوی تو می آیم" ـ جی پی واسوانی
دیدگاه ها (۲)

»»» آیه ی روز :**************أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْن...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :چرا که این کارها به دلا...

زن سرنوشت ساز

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : علوم بشری یعنی چه؟ کد...

پیام منتخب امروز از کتاب حضرت حق ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و وحشت‌ آنها تبدیل‌ به‌...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :رفتن بر سر قبور و یا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط