ماه یخی پارت ۱
ماه یخی پارت ۱
( نکته : زمان شروع / گذشته )
( پدر میکو رو با q.m مشخص میکنم )
( مادر میکو رو با m.m )
از دید m.m
نمیدونم چرا تصمیم گرفتم با یه دانشمندِ روانی ازدو*اج کنم ( بغض کرده ) ازش .... متنفرم
( صدای در اومد )
احتمالا خودشه ( حالت نااومید ) *درو باز کرد *
m.m : خوش اومدی
q.m:باید باهام بیای ( لحن عصبی و جدی ) *دستشو به سمت بیرون میکشید *
m.m:ص.... صبر کن چی شده ؟ چرا باید بیام ؟.... و....ولم کن
از دید q.m
( فلش بک به ۵ ساعت قبل توی آزمایشگاه و جلسه ی رئیس ها )
( همکار q.m رو با ~مشخص میکنم )
q.m شنیدی بالا دستیا دستور شروع چه نوع ازمایشانی رو دادن ؟
q.m:نه،چه نوع آزمایشاتی
~جدیدا در مورد چند تا انسان محبت دار شنیدی ؟
q.m آره ، خب چه ربطی دارن ؟
~ میخواـــــ
° میخوان انسان محبت دار بسازن ( یکی دیگه از همکارانش )
q.m چی؟! مگه امکان داره ؟
~اره و دارن به کار کنان رده بالا پول میدن تا چند نفر رو برای ساخت ژن ها پیدا کنند
q.mپوزخند فکنم یکی رو بتونم بیارم
گذر زمان : بعد جلسه
q.m من برمیگردم خونه ، احتمالا چند ساعت دیگه بیام
~باشه منتظریم
( چون راه خونه که توی شهره تا جنگل دوره گذر زمان میزنیم به رسیدنش )
*در زدم و وقتی درو وا کرد دستشو گرفتم و کشیدم *
q.m باید باهام بیای همین الان
m.m ص...صبح کن ، چی شده ؟ چرا باید باهات بیام ؟ دیگه برای تو و آزمایشات یه موش نیستن .... ولم کن
وقتی دیدم رو مخمه یه دستمال درآوردم و بیهوش کردم و گذاشتمش توی ماشین و رفتم سمت آزمایشگاه
گذر زمان: آزمایشگاه
~انگاری اولین موش رو خودت آوردی
q.m آره و بهتره
~خب بهتره اینجا توی سلول 205بمونه بعدا وقتی که حدود 5نفر شدن آزمایشات رو شروع میکنیم
P.mاوهم
( کاملا شروعشو تغییر دادم (~‾▿‾)~)
( نکته : زمان شروع / گذشته )
( پدر میکو رو با q.m مشخص میکنم )
( مادر میکو رو با m.m )
از دید m.m
نمیدونم چرا تصمیم گرفتم با یه دانشمندِ روانی ازدو*اج کنم ( بغض کرده ) ازش .... متنفرم
( صدای در اومد )
احتمالا خودشه ( حالت نااومید ) *درو باز کرد *
m.m : خوش اومدی
q.m:باید باهام بیای ( لحن عصبی و جدی ) *دستشو به سمت بیرون میکشید *
m.m:ص.... صبر کن چی شده ؟ چرا باید بیام ؟.... و....ولم کن
از دید q.m
( فلش بک به ۵ ساعت قبل توی آزمایشگاه و جلسه ی رئیس ها )
( همکار q.m رو با ~مشخص میکنم )
q.m شنیدی بالا دستیا دستور شروع چه نوع ازمایشانی رو دادن ؟
q.m:نه،چه نوع آزمایشاتی
~جدیدا در مورد چند تا انسان محبت دار شنیدی ؟
q.m آره ، خب چه ربطی دارن ؟
~ میخواـــــ
° میخوان انسان محبت دار بسازن ( یکی دیگه از همکارانش )
q.m چی؟! مگه امکان داره ؟
~اره و دارن به کار کنان رده بالا پول میدن تا چند نفر رو برای ساخت ژن ها پیدا کنند
q.mپوزخند فکنم یکی رو بتونم بیارم
گذر زمان : بعد جلسه
q.m من برمیگردم خونه ، احتمالا چند ساعت دیگه بیام
~باشه منتظریم
( چون راه خونه که توی شهره تا جنگل دوره گذر زمان میزنیم به رسیدنش )
*در زدم و وقتی درو وا کرد دستشو گرفتم و کشیدم *
q.m باید باهام بیای همین الان
m.m ص...صبح کن ، چی شده ؟ چرا باید باهات بیام ؟ دیگه برای تو و آزمایشات یه موش نیستن .... ولم کن
وقتی دیدم رو مخمه یه دستمال درآوردم و بیهوش کردم و گذاشتمش توی ماشین و رفتم سمت آزمایشگاه
گذر زمان: آزمایشگاه
~انگاری اولین موش رو خودت آوردی
q.m آره و بهتره
~خب بهتره اینجا توی سلول 205بمونه بعدا وقتی که حدود 5نفر شدن آزمایشات رو شروع میکنیم
P.mاوهم
( کاملا شروعشو تغییر دادم (~‾▿‾)~)
- ۷.۶k
- ۲۷ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط