سناتورخاطره به یاد ماندنی
سناتور:خاطره به یاد ماندنی
ادامه پارت 4
کونیکیدا:عه.... ها..... جان..... چی..... (چندبار چشاشو میماله که ببینه درست میبینه یا نه)چیییییییییییی!! دازای لندهور تو گفتی مهمون بعد اومدی واسه من اعضای مافیا رو اوردی؟؟؟؟(گردن دازای رو میگیره)
دازای:خب گفتم مهمون داریم تو گوش نکردی.(با خنده شیطانی)
آتسوشی:کونیکیدا_سان این دستور رئیسه
کونیکیدا به همراه تمام اعضای آژانس:چییییییییییییی
/:ا.ت که تاحالا ساکت بود یهو جلو اکوتاگاوا و چویا ظاهر می شه
ا.ت:خب که اینطور پس رئیس دستور داده که شما ها بیاید اینجا؟برای چی؟
اکوتاگاوا:ما اینجاییم تا توی پرونده زودیا کمک کنیم،البته کل مافیا کمک میکنه.
و بازهم اعضای آژانس:جانننننننننننننن
ا.ت:که اینطور(با خوشحالی دستای اکوتاگاوا رو میگیره)خیلی خوبه! اگه سازمانی به قدرتمندی مافیا بهمون کمک کنه این پرونده خیلی زود تر حل میشهه! (اون طرف قیافه اتسوشی مثل وگی شده وقتی که امیلی دست چارلی رو گرفت😂)اها راستی ادبم کجا رفته من ا.ت هستم و اسم شماها چیه مافیایی ها؟
/:چویا که با تعجب داره به ا.ت نگاه میکنه میگه
چویا:اسم من چویاس و اونم اکوتاگاوا.
ا.ت:که این طور از دیدنتون خوشحالم اکوتاگاوا_سان.
اکوتاگاوا(با چشای گرد):اهم... اره.... منم همینطور... (بچه هنگ کرده نمیدونه چی بگه🫠)
چویا و آتسوشی و دازای(چشاشون چهار تا شده):جاننننننننننن!!
/:آتسوشی میاد جلو و اکوتاگاوا که عین یه چوب خشک شده رو میبره اونور و میگه
آتسوشی:رئیس و موری_سان گفتن که آژانس و مافیا برای این پرونده باهم کار کنن و اکوتاگاوا و چویا_سانم تا حل شدن پرونده اینجا باشن.
تانیزاکی:که اینطور،یعنی باید با اون کسی که سال ها برامون تحدید بوده الان خوش و بش کنیم؟(اشاره به اکوتاگاوا)
آتسوشی:تانیزاکی_سان این دستور رئیسه بعدشم اکوتاگاوا و چویا_سان برای دعوا اینجا نیستن مگه نه؟
اکو و چویا:نه نیستیم.
دازای:خب حالا که تصویب شد بریم سر کارمون باید پرونده هارو چک کنیم
/:چشمای کونیکیدا هم چهار تا شداز حرف دازای،خلاصه که همه رفتن سر کارشون حتی دازای(خیلی تخیلی شد این تیکه😅)
دازای:اها راستی ا.ت_سان هم با ما بیاد چون اونم درمورد زودیاک زیاد میدونه.
ا.ت:با کمال میل دازای_سان.
ادامه پارت 4
کونیکیدا:عه.... ها..... جان..... چی..... (چندبار چشاشو میماله که ببینه درست میبینه یا نه)چیییییییییییی!! دازای لندهور تو گفتی مهمون بعد اومدی واسه من اعضای مافیا رو اوردی؟؟؟؟(گردن دازای رو میگیره)
دازای:خب گفتم مهمون داریم تو گوش نکردی.(با خنده شیطانی)
آتسوشی:کونیکیدا_سان این دستور رئیسه
کونیکیدا به همراه تمام اعضای آژانس:چییییییییییییی
/:ا.ت که تاحالا ساکت بود یهو جلو اکوتاگاوا و چویا ظاهر می شه
ا.ت:خب که اینطور پس رئیس دستور داده که شما ها بیاید اینجا؟برای چی؟
اکوتاگاوا:ما اینجاییم تا توی پرونده زودیا کمک کنیم،البته کل مافیا کمک میکنه.
و بازهم اعضای آژانس:جانننننننننننننن
ا.ت:که اینطور(با خوشحالی دستای اکوتاگاوا رو میگیره)خیلی خوبه! اگه سازمانی به قدرتمندی مافیا بهمون کمک کنه این پرونده خیلی زود تر حل میشهه! (اون طرف قیافه اتسوشی مثل وگی شده وقتی که امیلی دست چارلی رو گرفت😂)اها راستی ادبم کجا رفته من ا.ت هستم و اسم شماها چیه مافیایی ها؟
/:چویا که با تعجب داره به ا.ت نگاه میکنه میگه
چویا:اسم من چویاس و اونم اکوتاگاوا.
ا.ت:که این طور از دیدنتون خوشحالم اکوتاگاوا_سان.
اکوتاگاوا(با چشای گرد):اهم... اره.... منم همینطور... (بچه هنگ کرده نمیدونه چی بگه🫠)
چویا و آتسوشی و دازای(چشاشون چهار تا شده):جاننننننننننن!!
/:آتسوشی میاد جلو و اکوتاگاوا که عین یه چوب خشک شده رو میبره اونور و میگه
آتسوشی:رئیس و موری_سان گفتن که آژانس و مافیا برای این پرونده باهم کار کنن و اکوتاگاوا و چویا_سانم تا حل شدن پرونده اینجا باشن.
تانیزاکی:که اینطور،یعنی باید با اون کسی که سال ها برامون تحدید بوده الان خوش و بش کنیم؟(اشاره به اکوتاگاوا)
آتسوشی:تانیزاکی_سان این دستور رئیسه بعدشم اکوتاگاوا و چویا_سان برای دعوا اینجا نیستن مگه نه؟
اکو و چویا:نه نیستیم.
دازای:خب حالا که تصویب شد بریم سر کارمون باید پرونده هارو چک کنیم
/:چشمای کونیکیدا هم چهار تا شداز حرف دازای،خلاصه که همه رفتن سر کارشون حتی دازای(خیلی تخیلی شد این تیکه😅)
دازای:اها راستی ا.ت_سان هم با ما بیاد چون اونم درمورد زودیاک زیاد میدونه.
ا.ت:با کمال میل دازای_سان.
- ۴.۵k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط