spyfamily
....spy×family
پارت°۳°
همه میرن سر کلاس
آقای هندرسون: کسایی که استلا میگیرن رو میخونم از رتبه های برتر شروع میشه اهم اهم
نفر اول فرانکی بروسلی(اسما الکیه ترخدا توجه نکنید 🤡)
نفر دوم آنیا فورجر
نفر سوم : الیزا تیلور
اینها نفرات برترن بقیه فقط استلا میگیرن ولی نفرات برتر لوح هم میگیرن
آنیا: واک و واک
ذهن دامیان: نه .... کی کارم به اینجا رسید که ... خدای من...)
بچه ها استلا میگیرن و میرن خونه
خونه : ماماننننن باباااا آنیااا رسیددد
آنیا: بنده نفر دوم شدم و استلا و لوح دریافت کردم...... هههخخخ
لوید: جدی ؟ این عالیهه
یور: باورنکردنیه عزیزمممممم
ناهار میخورن و آنیا میره کارتون ببینه
لوید: خانم آنیا تکالیف...
آنیا: بابا من تازه امتحان دادممم. و یه استلا گرفتمم
لوید: ربطی ندارههههع بیا بشین بخون
ذهن لوید( اگر امتحان ریاضی یه رعد بگیره کار تمومه و اخراج میشه این بده و خانواده میپاشه و ..)
آنیا بعد خوندن ذهن لوید :بابا ... من میخوام درس بخونم
لوید: خوبه که متقاعد شدی..
سه ساعت بعد درس خواندن
ذهن لوید: تو تمرین های تستی از نمره ۱۰۰ شده ۷۸ و این عالیه واقعا ریاضیش فوق العاده شده و این یعنییی استلااااااا
آنیا: واقعا آسون بود هه(ذهن نخونده بودا)
روز آزمون آنیا: آزمون خیلی راحته. باورم نمیشه بابا همه اینارو کار کرده بود تمامش رو فقط سه تا سواله که پسر دوم پشتمه و حله...
سه روز بعد تو مدرسه: سلام انیااااا جونممم
آنیا: سلام... صبح بخیر. نتایج نیومده؟
بکی: چرااا اومده همه دارن میرن بدووو
دوباره دامیانو .. آنیا و .. اینا با سرعت میگ میگ به سمت تابلو
بکی: ای خدا نفر 19 شدم یکی مونده به رعد. چرا من اینطوریممم میکشحصحضخ
دامیان: من نفر 7 شدم؟ این عالیه ولی ایندفعه مطمئنم اون دهاتی کله صورتی از نفر 4000 هم پایین ترهههخخزکسگشضج
آنیا: هه من نفر اول شدمم
بکی و دامیان و تمام اطرافیان: گانننننننننننننننننننن !!!!!!!! چجوریییی ممممککنههه
دامیان تا لحظه غش رفت و نوچه هاش براش آب میوه آوردن
بکی : تبریککککک آنیا جونممم تو آخرین استلا رو میگیرییییی عشقمممممم
دامیان: وای.... من همه چیو باختم
نوچه ها: دامیان ساما مهم اینه شما الان جزو امپراطوری ها شدین چون تمام استلا ها رو جمع کردینن
دامیان: ولی .... من باید بهترین میشدم(با بغض و دست های مشت شده . و اشکاش دارن رو زمین میریزن
آنیا : اشکال ندارع. (با لبخند بسیار جذاب و مهربانانه و پسرکُش
دامیان چند لحظه آنیا رو نگاه میکنه و صورتش قرمز میشه و میخواد بخنده بگه مرسی که غرورش نمیزاره و میگه: برو گمشو نهههه من از لحاظ همچییی ازت بالاترم اسکل حالا دو تا درس اول شدیاااا
نوچه ها: ارههه حق با دامیان ساماس
و میرن
آنیا: بکی برا همینه از ته دل از اون پسره بدم میاد ها ... (فقط باید برا مأموریت بابا باهاش دوست بشم اه.)
((ببخشید کم بود ایشالا بازم امشب پارت میدم🫶🏻))
پارت°۳°
همه میرن سر کلاس
آقای هندرسون: کسایی که استلا میگیرن رو میخونم از رتبه های برتر شروع میشه اهم اهم
نفر اول فرانکی بروسلی(اسما الکیه ترخدا توجه نکنید 🤡)
نفر دوم آنیا فورجر
نفر سوم : الیزا تیلور
اینها نفرات برترن بقیه فقط استلا میگیرن ولی نفرات برتر لوح هم میگیرن
آنیا: واک و واک
ذهن دامیان: نه .... کی کارم به اینجا رسید که ... خدای من...)
بچه ها استلا میگیرن و میرن خونه
خونه : ماماننننن باباااا آنیااا رسیددد
آنیا: بنده نفر دوم شدم و استلا و لوح دریافت کردم...... هههخخخ
لوید: جدی ؟ این عالیهه
یور: باورنکردنیه عزیزمممممم
ناهار میخورن و آنیا میره کارتون ببینه
لوید: خانم آنیا تکالیف...
آنیا: بابا من تازه امتحان دادممم. و یه استلا گرفتمم
لوید: ربطی ندارههههع بیا بشین بخون
ذهن لوید( اگر امتحان ریاضی یه رعد بگیره کار تمومه و اخراج میشه این بده و خانواده میپاشه و ..)
آنیا بعد خوندن ذهن لوید :بابا ... من میخوام درس بخونم
لوید: خوبه که متقاعد شدی..
سه ساعت بعد درس خواندن
ذهن لوید: تو تمرین های تستی از نمره ۱۰۰ شده ۷۸ و این عالیه واقعا ریاضیش فوق العاده شده و این یعنییی استلااااااا
آنیا: واقعا آسون بود هه(ذهن نخونده بودا)
روز آزمون آنیا: آزمون خیلی راحته. باورم نمیشه بابا همه اینارو کار کرده بود تمامش رو فقط سه تا سواله که پسر دوم پشتمه و حله...
سه روز بعد تو مدرسه: سلام انیااااا جونممم
آنیا: سلام... صبح بخیر. نتایج نیومده؟
بکی: چرااا اومده همه دارن میرن بدووو
دوباره دامیانو .. آنیا و .. اینا با سرعت میگ میگ به سمت تابلو
بکی: ای خدا نفر 19 شدم یکی مونده به رعد. چرا من اینطوریممم میکشحصحضخ
دامیان: من نفر 7 شدم؟ این عالیه ولی ایندفعه مطمئنم اون دهاتی کله صورتی از نفر 4000 هم پایین ترهههخخزکسگشضج
آنیا: هه من نفر اول شدمم
بکی و دامیان و تمام اطرافیان: گانننننننننننننننننننن !!!!!!!! چجوریییی ممممککنههه
دامیان تا لحظه غش رفت و نوچه هاش براش آب میوه آوردن
بکی : تبریککککک آنیا جونممم تو آخرین استلا رو میگیرییییی عشقمممممم
دامیان: وای.... من همه چیو باختم
نوچه ها: دامیان ساما مهم اینه شما الان جزو امپراطوری ها شدین چون تمام استلا ها رو جمع کردینن
دامیان: ولی .... من باید بهترین میشدم(با بغض و دست های مشت شده . و اشکاش دارن رو زمین میریزن
آنیا : اشکال ندارع. (با لبخند بسیار جذاب و مهربانانه و پسرکُش
دامیان چند لحظه آنیا رو نگاه میکنه و صورتش قرمز میشه و میخواد بخنده بگه مرسی که غرورش نمیزاره و میگه: برو گمشو نهههه من از لحاظ همچییی ازت بالاترم اسکل حالا دو تا درس اول شدیاااا
نوچه ها: ارههه حق با دامیان ساماس
و میرن
آنیا: بکی برا همینه از ته دل از اون پسره بدم میاد ها ... (فقط باید برا مأموریت بابا باهاش دوست بشم اه.)
((ببخشید کم بود ایشالا بازم امشب پارت میدم🫶🏻))
- ۳.۹k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط