Part
Part⁸¹
ایبیکه: یه لحظه...
تو پیشنهاد دادی بمونه😃😃😃
وااااااااااااااااایی خدایا اگه میدونستم این اتفاقا میوفته دوروکو خودم ناکارش میکردم😉😄
آسیه: عهههههه ایبیکه
زبونتو گاز بگیر
ایبیکه: ای بابا ای بابا ...تازه نگرانشم میشه🥲
خواهر تو چجوری به همین سرعت بخشیدیش
بگو تا ماهم با برک همین کارو انجام بدیم
آسیه: ایبیکههه
ایبیکه: چیه خب دروغ میگم
تا دیروز نمیخواستی حتی ببینیش الان خودت پیشنهاد دادی که پیشتون بمونه
جای تعجب نداره واقعاً به نظرت
آسیه: خیلخب حالا نمیخواد انقدر به روم بیاری
میدونم منم اشتباه کردم اما خب منم حق دارم اگه دوروک از اول همه جریانو به من میگفت شاید باهم میتونستیم حل کنیم
اما نگفت
همه این دردارو روی دوش خودش ریخت
ترجیح داد مارو ول کنه تا ما آسیب بیشتری نبینیم 🥺😢
اما من اون پشیمونی رو توی نگاهش دیدم میدونم دلش میخواد برگرده پیشمون.
منم نخواستم یه اشتباه دیگه انجام بدم خواستم این لحظات شیرینیو که با ما نتونسته بگذرونه حداقل تجربه کنه😔🥲
ایبیکه: اوییییییییییییییی آسیه🥺🥺😍
میخواد گریم بگیره
خیلی حرفای قشنگی زدی 😢
ایبیکه: یه لحظه...
تو پیشنهاد دادی بمونه😃😃😃
وااااااااااااااااایی خدایا اگه میدونستم این اتفاقا میوفته دوروکو خودم ناکارش میکردم😉😄
آسیه: عهههههه ایبیکه
زبونتو گاز بگیر
ایبیکه: ای بابا ای بابا ...تازه نگرانشم میشه🥲
خواهر تو چجوری به همین سرعت بخشیدیش
بگو تا ماهم با برک همین کارو انجام بدیم
آسیه: ایبیکههه
ایبیکه: چیه خب دروغ میگم
تا دیروز نمیخواستی حتی ببینیش الان خودت پیشنهاد دادی که پیشتون بمونه
جای تعجب نداره واقعاً به نظرت
آسیه: خیلخب حالا نمیخواد انقدر به روم بیاری
میدونم منم اشتباه کردم اما خب منم حق دارم اگه دوروک از اول همه جریانو به من میگفت شاید باهم میتونستیم حل کنیم
اما نگفت
همه این دردارو روی دوش خودش ریخت
ترجیح داد مارو ول کنه تا ما آسیب بیشتری نبینیم 🥺😢
اما من اون پشیمونی رو توی نگاهش دیدم میدونم دلش میخواد برگرده پیشمون.
منم نخواستم یه اشتباه دیگه انجام بدم خواستم این لحظات شیرینیو که با ما نتونسته بگذرونه حداقل تجربه کنه😔🥲
ایبیکه: اوییییییییییییییی آسیه🥺🥺😍
میخواد گریم بگیره
خیلی حرفای قشنگی زدی 😢
- ۲.۸k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط