{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرات عشق

نفرات عشق
پارت ۲۵

دیانا یهو یک جیغی کشید

ارسلان: دیانا باز چته فاز جیغ کشیدن برداشتی ها دیوونعهه

دیانا: عرررر

ارسلان: چرا عرررر میکنی خر من؟

دیانا: ارسلان به من نگو خرر

ارسلان: خو حالا ترش نکن

دیانا: ارسلان باهات قهرم

ارسلان: خو به درک(به شوخی)

دیانا سریع رفت اتاق لباساشو پوشید

ارسلان : حالا من به درک شکمم گشنس بیا غذا بده بهش

دیانا از تو اتاق گفت: خوب بابا وایستا دودقه شکموو( با خنده)

ارسلان:😂

دیانا اومد

دیانا: برو رو میز بشین تا صبحونه اماده شه

ارسلان : چشمم

دیانا: بی اشک

صبحونه رو اورد و با هم خوردیم

بعدش دوتایی باهم خونه رو مرتب کردیم

که گوشی دیانا زنگ خورد

دیانا: ارسلان اون گوشی منو میدی

ارسلان: ارح

دیانا: فدات

گوشی دادم دیانا جواب داد

دیانا : الو سلام عشقممم

نیکا: خوبی؟

دیانا: اره خودت خوبی متین خوبه؟

نیکا: من خوبم‌ متین هنو مثل خرس قطبی خوابه

نیکا😂

دیانا😂

ارسلان: کیه دیانا ؟

دیانا: نیکا

ارسلان: نیکا کیه؟

دیانا: خانوم نیکا فلاحی 😐💔

ارسلان😐😂💔شناختم

نیکا: ارسلان پیش تو عه!!؟؟؟

دیانا: خوب اره نه ببین ارسلان پیش من نیست دیشب که منو پیدا کرد گفت باید بیای امشب خونه ما
دیدگاه ها (۴)

دیگ امیدی به هیچ فردای خوبی نی...💔

داغون تر نبود...💔از این دستای خونی ..از این رگ کبود داغون تر...

پارت ۲۴نفرت عشقدیانا: ارهارسلان: بیا پسدیانا: بیام؟ارسلان : ...

😂😐

1 : 45 a clook

پارت 4اما که این صحنه رو دید خشکش زد و گفت: مایکی؟ این کیه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط