داشت با گوشیش کار میکرد که یکهو دید شارژ گوشیش درصده

داشت با گوشیش کار میکرد که یکهو دید شارژِ گوشیش ۱۵ درصده..
گوشیش خاموش کرد و گذاشت کنارش
با تعجب نگاش کردم و گفتم : چرا خاموشش کردی... هنوز ۱۵ درصد شارژ داشتا..
برگشت نگام کرد و گفت
: - اگه میزاشتم روشن بمونه انقدر پیغام لو باتری می داد تا همون یه ذره هم تموم میشد .
+ خوب بعدا میزاشتی شارژ شه دیگه
- بعدا که می خواستم بزارم شارژ باید کلی صبر میکردم‌که شارژش بره بالا بعد روشن بشه...
بعضی وقتا هم انقدر سرگرم‌کارای دیگه میشدم که یادم میرفت روشنش کنم و کارام همه می موند...
با خودم که فکر کردم دیدم چقدر کار هوشمندانه ای میکنه...
میدونی... بعضی وقتا باید بعضی رابطه هارو همونجا که پیغام لو باتری میدن تمومش کرد..
درست همونجا که میفهمی دیگه آخرشه درست همونجا قبل از اینکه شارژ اون رابطه تموم شه..باید خاموشش کرد..
نباید بزاری تا خودش یهو خاموش بشه و تو بمونی و پشیمونی..
تو بمونی و حسرت توی دلت ..
تو بمونی با یه عالم خاطرات نصف و نیمه
میدونی..
بعضی وقت ها باید بین بد و بدتر انتخاب کرد...
بین یه پایان تلخ و یه تلخی بی پایان ....
دیدگاه ها (۶)

یه خواهش کوچولو....وقتی داغین و حس میکنید تو اوج عاشق بودنین...

قــــدر اونــی که یه دفعــه ازت میپرســه،" واقعا خوبی ؟" رو ...

چه دردیست؟!خب قَدرش را همین حالا بدانید چند ماهِ دیگر...چند ...

همه ی‌ دوستی ها یک روز به شکل عجیبی یخ میزند‌.یک روز وجود ف...

چرا واقعا؟چرا چرا همه دومی‌ رو. انتخواب. می کنن‌خسته شدم‌......

پارت³ I have permission

چجوری ؟ چطوری ؟ چجووووریییییی آخه چطور میتونی انقدر راحت بدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط