aghazia
۱۵۱
پسند
وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند...
وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند...
یک بغض کهنه توی گلو داشت
می شکست!
آهسته گفت: من که کبوتر نمیشوم!
اما دلم به دیدن گلدسته ات خوش است...
#«السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا»
دانلود
۱.۶k
۲۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۱۸
)
Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...
عاشقانه های شبنم
₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...
𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...
╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...
**پارت ۹**چند روز از اون حملهی خونین و وحشتناک گذشت. عمارت ...
«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمیدونم چر...
عاشقانه های شبنم
ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جملهاش نیمهکاره موند. دختری که ...
مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین