{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو شماره ی

[سناریو شماره ی ۳]
چرا من
پارت۱۸

ساعت ۴:۵۶ چهارشنبه

بارون می‌بارید آسمان هم موقع دفن کردن پسر مو سبز گریه میکرد..چتر های سیاه بالای مزار او بودند عکس پسرک روی سنگ قبر حک شده بود آن روز همه بودند جز یک نفر...کاتسوکی باکوگو
او پس از خبر کشته شدن پسرک مو سبز ناپدید شد
گویا حتی برای روز تشیع هم نیامد،هیچکس نمیداند او کجاست اما بقیه دوست دارند فکر کند که حال او خوب است
اما اشتباه میکردند...کاتسوکی باکوگو تصمیم به انتقام گرفته بود..انتقام کسی که یه زمانی دوست حسابش نمیکرد اما این سری فرق دارد
‌.
.
.
.
.
جنازه ی بلادی مری در جنگل پیدا شد...آتقدر زخمی و خونی که انگار بدترین شکنجه ی دنیا بر رویش انجام شده
هیچکس هنوز نمیداند کاتسوکی باکوگو کجاست
اما همه میدانند که قاتل کیست...بعضی به او افتخار میکنند و بعضی دیگر اهمیتی نمیدهند
شاید پایان این داستان غمگین باشد اما ان کسی که اکنون زیر خاک است زندگیه بهتری دارد..

maybe i...lost my mind
no one noticed
no one noticed...

پایان
بلاخرهههه این فیکشن تمام شد
دیدگاه ها (۹)

دوستان عزیز متاسفانه این پیج مسدود شده 🗿💔و این پیج دومشه htt...

حرفی نیست...

[سناریو شماره ی ۵]نام: غیر منطقیپارت ۱*با کت بلندش که تا زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط