{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر کیج بودم که متوجه خون لایه پاهاش نشدم اوووم پس باک/

انقدر کیج بودم که متوجه خون لایه پاهاش نشدم اوووم پس باک////ره بود دیگه این نفله کوچولو مال خودمه نیشخندی زدم براید استایل بغلش کردم و بردمش توی حموم وان رو پر اب کردمو گذاشتمش توی وان هر از گاهی ناله های ریزی میکرد که توجه نمیکردم بهشون شستمش بعد هم خودم شستم رفتم لباس تنش کردم حالا که دقت میکنم روی بدنش غیر از مارک های من جای زخم و کبودی های دیگه ای هم هست انقدر غرق لذتم بودم که متوجه اینا نشدم گذاشتمش روی تخت خودمم لباس پوشیدن و بعد بغلش کردم هه چقدر ریز و کوچولوعه کاوایی داشتم همینجوری به صورت بی نقصش نگاه میکردم که چشمان سنگین شدو خوابم برد
دیدگاه ها (۳)

با صدای در بیدار شدم دیدم اون خدمتکار نفره بود اَه رو مخ گفت...

از زبان واکیلااز اول باید میفهمیدم چرا منو میخواست هق اگه حا...

کاور عوض شدددددددد

واقعا مرسی از حمایت هاتون بچه هاااااا بوس له همتون

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_14نگاه بدی بهم انداخت - من از ...

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط