از زبان واکیلا
از زبان واکیلا
از اول باید میفهمیدم چرا منو میخواست هق اگه حامله شده باشم چی؟ خدایا نه نه همچین چیزی نمیشه هووف حداقل یکم ارومتر انجامش میداد نمیتونم راه برم پایین تنم خیلی درد میکنه
با زور پاشدم رفتم حموم مهمونی ساعت نه هوفف تازه انگار از حموم امدم بیرون هعی باهاش حمومم رفتم خدایا
رفتم شروع کردم به شونه کردن موهام و ارایش کردن (لباسشو میزارم) و بعد لباسامو پوشیدم رفتم پایین دیدم باکوگو با کت شلوار منتظر منه یکدفعه از خنده منفجر شد بهش پوکر نگاه کردم گفت وقتی شبیه اردکا راه میری بامزه میشی نفله
بهش اخم کردم میخواستم برم اونور که از کمرم گرفت و گفت دردت بهتره؟
خیلی هات اینو گفت دلم یکم لرزید د من چه مرگمهههههه اروم گفتم بهترم ولی هنوز زیر دلم درد میکنه
ی اها گفت ولی کمرمو ول نکرد
از اول باید میفهمیدم چرا منو میخواست هق اگه حامله شده باشم چی؟ خدایا نه نه همچین چیزی نمیشه هووف حداقل یکم ارومتر انجامش میداد نمیتونم راه برم پایین تنم خیلی درد میکنه
با زور پاشدم رفتم حموم مهمونی ساعت نه هوفف تازه انگار از حموم امدم بیرون هعی باهاش حمومم رفتم خدایا
رفتم شروع کردم به شونه کردن موهام و ارایش کردن (لباسشو میزارم) و بعد لباسامو پوشیدم رفتم پایین دیدم باکوگو با کت شلوار منتظر منه یکدفعه از خنده منفجر شد بهش پوکر نگاه کردم گفت وقتی شبیه اردکا راه میری بامزه میشی نفله
بهش اخم کردم میخواستم برم اونور که از کمرم گرفت و گفت دردت بهتره؟
خیلی هات اینو گفت دلم یکم لرزید د من چه مرگمهههههه اروم گفتم بهترم ولی هنوز زیر دلم درد میکنه
ی اها گفت ولی کمرمو ول نکرد
- ۲۱۴
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط