گهگداری سمت ما هم با لبانت خنده کن
گهگداری سمت ما هم با لبانت خنده کن
مرده ای را دست کم با آن نگاهت زنده کن
روسری را بسته ای تا احتکار مو کنی
لحظه ای هم فکرِ چَشمِ هیزِ این جوینده کن
تا دمِ آن دکمه هایت آمدم ، در بسته بود
لااقل با بوسه ای جبران این بازنده کن
بر نوک انگشت پایت قد بکش تا صورتم
گرچه دارد زحمتی، اما مرا شرمنده کن
رو سیاهم چون لبانم پر تَرک باشد ولی
با همان رژهای خود، سطح لبم، لغزنده کن
خُب دگر کافی بوَد ای نازنین خودکار من
اندکی هم فکر احساسات این خواننده کن !
مرده ای را دست کم با آن نگاهت زنده کن
روسری را بسته ای تا احتکار مو کنی
لحظه ای هم فکرِ چَشمِ هیزِ این جوینده کن
تا دمِ آن دکمه هایت آمدم ، در بسته بود
لااقل با بوسه ای جبران این بازنده کن
بر نوک انگشت پایت قد بکش تا صورتم
گرچه دارد زحمتی، اما مرا شرمنده کن
رو سیاهم چون لبانم پر تَرک باشد ولی
با همان رژهای خود، سطح لبم، لغزنده کن
خُب دگر کافی بوَد ای نازنین خودکار من
اندکی هم فکر احساسات این خواننده کن !
- ۱۴.۴k
- ۰۶ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط