صدایت میزنم ....
صدایت میزنم ....
پرستوها لال میشوند .
نگاهت میکنم ....
شب رنگش را به چشمان تو میبخشد.
دست هایت را میگیرم....
خورشید جلوی پاهای من زانو میزند.
در اغوشت آمدم ....
دیگر ادامه شعر یادم رفت ....
پرستوها لال میشوند .
نگاهت میکنم ....
شب رنگش را به چشمان تو میبخشد.
دست هایت را میگیرم....
خورشید جلوی پاهای من زانو میزند.
در اغوشت آمدم ....
دیگر ادامه شعر یادم رفت ....
- ۷۳۸
- ۲۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط