{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

♕{پارت 2}♕

𝑪𝒉𝒖𝒚𝒂:
وقتی منتظر بودید تا غذایی که سفارش داده بودید برسه چویا اروم میگه

چویا: ا/ت من خیلی وقت هست که میخوام در باره یک موضوع مهم که هم به من و هم به تو مربوطه حرف بزنیم

شما: باشه حرف بزنیم
➖➖➖➖➖➖
چویا داشت سعی میکرد که اول خودش رو اماده کنه و خون سردیش رو حفظ کنه وقتی اروم شد شروع کرد به حرف زدن(ا/ت من درباره رابطه که با هم داریم میخوام باهات صحبت کنم و من یک احساسی بیشتر از دوستی بهت پیدا کردم)
شما زبونتون بند اومده بود و میدونستی قراره چی بهت بگه و داشتی خیلی دقیق به چویا گوش میدادی چویا ادامه میده(من اولش فقط دوستت بودم ولی من الان عا.... عاشق تو شدم) سرخ میشه و سریع یک لیوان اب میخوره
شما هم سرخ شده بودید و هم خجالتی شده بودید چویا نمیدونست باید چیکار کنه از خجالت اعترافش شما چویا شما رو به سمت یک قسمت خلوت تره رستوران میبره
➖➖➖➖➖➖
وقتی چویا استرس گرفته بود و نمیدونست باید چیکار کنه شما سریع ولی اروم و محکم چویا رو در آغوش خودت میگیری چویا شک میشه و بعد از چند دقیقه شما رو خیلی عمیق و با خوشحالی میبوسه
دیدگاه ها (۳)

ادامه سناریو عاشق شدن چویا

۱۱۵ تاییمون مبارک🥳🥳امیدوارم از سناریو ها و ویدیو ها و عکس ها...

سناریو چند پارتی عشق چویا

شعر چویا برای دازای

پارت ۶ عشق بی عیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط