{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا تا حالا اینجور باهات حرفــــــــ نزدم

خدایا تا حالا اینجور باهات حرفــــــــ نزدم

چرا با من اینجور میکنی

چرا همش به هر دری میزنم به روم می بندی

مگه بنده بدی واست بود

درسته پاک نبودم ولی ناپاک هم نبودم

خدایا دارم کم کم خسته میشم

منی که یه روز به همه امید می دادم

حالا امیدم رو از دست دادم و نا امید شدم

خدایا شرمنده ام  برای تمام در های که زدم

در خونه تو نبود

ولی والله والله قسم خودت می دونی که چی کشیدم

میگن دردت رو به خدا بگو آمدم که به تو بگم اخه تو خدای و بزرگی

من کیم یه بنده بی معرفت که یادش میره که مخلوق تو

خدایا پروردگارا توبــــــــــــــه

تو کمکم کن تو رو قسمت میدم به همون ابولفضلی که همیشه صداش میکنم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

اعتیاد من بهت.

نشان سوخته.

امروز فقط یه تاریخ توی تقویم نیست؛ روزیه که یه آدم خیلی خاص ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط