{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیم خاردار....

سیم خاردار....
یک نفر باید داوطلب می‌شد که روی سیم خاردار دراز بکشید تا بقیه از روی آن رد شوند
یک جوان فورا با شکم روی سیم خاردار خوابید، همه رد شدند جز یک پیرمرد
گفتند: «بیا!»
گفت:« نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش! مادرش منتظره!»

چسبیدن به سیم خاردار کجا و چسبیدن به میز ریاست کجا...
دیدگاه ها (۱)

ماهی گرفتن از شکمش زنجیر طلا دراومده ! شانسو ببینا😑 از این م...

سبزه قبای سینه یاسی هستن ایشون !خدا تموم مداد رنگی هاشو برای...

25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بود ؛در این رو...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ² اردوگاه نظامی کره‌جنوبی، برخلاف سک...

Cieloپارت ۸از زبان جونگ کوکنمیدونم چراااا ولی از معامله شون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط