{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part²⁹

با لحن آزرده ای ازش پرسیدم:

_کل شب رو به من زل زدی مگه نه؟

خودمم بعضی وقتا اگر مرد خوش قیافه ای میدیدم نگاهم دنبالش کشیده میشد و بهش خیره میشدم اما رفتار های این ادم واقعا اعصابمو بهم ریخته بود.
پوزخند تمسخر امیزی رو لباش نقش بست و جواب داد:

_من فقط فضای کلاب رو زیر نظر گرفته بودم داشتم چک میکردم که خدمتکارها به خوبی به مهمون ها خدمت رسانی کنن و رضایتشون رو جلب کنن و یا اگر خانمی به دیوار یا جرثقیل احتیاج داشت برم کمکش.


از جوابش خنده ام گرفته بود و هم گیج شده بودم.
از قصد نگاه فریبنده و پر عشوه ای بهش انداختم و گفتم:

_خب،پس ممنونم که نقش جرثقیل رو برام بازی کردی، شب خوبی داشته باشی.

وبعد به طرف دستشویی راه افتادم. وقتی پشتمو بهش کردم نفس راحتی کشیدم، حداقل ایندفعه مثل احمقا جلوش واینستادم و تونستم چندکلمه باهاش حرف بزنم.

+میبینمت "دیار"

صداش رو از پشت سرم شنیدم، سریع چرخیدم ولی هیچکس اونجا نبود، فقط جعمیتی که با صدای موزیک خودشون رو پیچ و تاپ میدادن جلوی روم بود و مرد سیاه پوش کلا غیب شده بود.
اسمم رو از کجا میدونست؟
یعنی وقتی داشتیم حرف میزدیم صدامون رو شنیده؟
اما امکان نداره اون خیلی ازمون دور بود و من حتی ندیدمش، فقط حضورش رو حس میکردم. نمیدونم سروکله کاملیا یهواز کجا پیدا شد، دستمو کشید و گفت:
بیا بریم تا اخر عمرتم به اون دستشویی نمیرسی، باید تا ابد توی این صف طولانی منتظر بمونی.
وقتی برگشتیم سر میز دیدم یه بطری دیگه شامپاین محبوبم روی میز شیشه ایه

خندیدم و گفتم: مارک عزیزم امروز برای تولدم حسابی ولخرجی کردی اما من دیگه واقعا نمیتونم بیشتر از این مشروب بخورم.

مارک با قیافه متعجبی بهم گفت:

_اما من فکر میکردم خودت اینو سفارش دادی. من صورت حساب رو پرداخت کرده بودم و دیگه میخواستیم بریم.

دوباره نگاهم رو اطراف کلاب چرخوندم، میدونستم که این بطری تصادفی نیومده سر میز ما و اون مرد هنوزم منو تحت نظر داره.

شرط

"لایک40"

"کامنت30"

"بازنشر10"
دیدگاه ها (۷)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³⁰کاملیا درحا...

واقعا نمیدونم به این جور ادم ها چی بگم.@cute_2026

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁸این رفتارش ...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁷وقتی حرفش ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط