Forest Vampire
Forest Vampire
Part 7
ادمین. خرس بزرگ و گرسنه اروم اروم به سمت دخترا میومد و مینسو که یکم جلو تر رفته بود به خرس نزدیک تر بود پلک نمیزد بدنش سرد شده بود و با ترس به خرس نگاه میکرد که یهو از شدت ترس غش کرد و خرس همون طور که جلو میومد دست مینسو رو لگد کرد و ناخنش توی دستش فرو رفت
نوا. می..... مینس...وو. (اروم و لکنت
ا/ت..(اروم اروم به سمت عقب میرفت
یونا. ( یهو دست ا/ت و نوا رو گرفت و با اخرین سرعتی که میتونست فقط میدویید بدون اینکه بدونه کحا داره میره و خرس هم دنبالشون میدویید
ا/ت. یونااا کجاا میزیی؟ (ترس
یونا. نمیدونم ا/ت فقط بدو (ترس
نوا. بچه ها خرسه داره بهمون نزدیک تر میشه (گریه و ترس
یونا. نوا به عقب نگاه نکن فقط بدو (ترس زیاد و تقریبا بغض
(ادمین. بچه ها خیلی دوییدن و نفسشون داشت بند میومد اما چاره ای نداشتن اگه میستادن خوراک خرس گرسنه میشدن بچه ها هنوز متوجه نبودن مینسو نشده بودن و همچنان میدوییدن تا اینکه ا/ت چیزی زیر یه درخت دید که شکل یه حفره نسبتا کوچیک بود)
ا/ت. بچه ها ون درخته زیرش سوراخه زود بدوییدن سمتش وقتی به درخت رسیدیم شیرجه بزنین تا توش قایم شیمم
نوا. یونا باشههه ( بچه ها بازم همه توانشونو گذاشتن و سریع به سمت سوراخ شیرجه زدن و رفتن توی ون حفره هر چند یکم کوچیک بود ولی بهتر از خورده شدن بود.)
ادمین. چند ثانیه بعد خرس به سوراخ رسید و بچه ها رو دید که ونجا قایم شدن و دست بزرگشو تو سوراخ کرد تا بتونه دخترا رو بگیر بچهها بلند جیغ میزدن و گریه میکردن و درخواست کمک میکردن اما کی بجز خودشون وسط یه جنگل شیطانی بود... خرس یکم به تکون دادن دستش ادامه داد تا وقتی خسته شد رفت و منتظر شد تا دخترا خودشون بیان بیرون)
چند مین بعد
نوا. فکر کنم رفت ( یکم اروم شده بود
یونا. نمیدونم شاید کمین کرده
ا/ت بچه ها مینسو کجاسس؟ (ترس
نوا. ( یاد ون لحظه افتاد و خشکش زد
ا/ت. نواا چیزی یادته میتسو کجاسس؟ (تقریبا بلند
یونا. ا/ت ارومم ما الان نمیدونیم کحاییم ممکنه هر حیون درنده ای صداتو بشنوه و بیاد سمتمون
ا/ت. همش تقصیر شماهاس وسط ناکجا آباد گم شدیم مینسو معلوم نیست خوراک کدوم جنوری شده خودمونم تا چند لحظه دیگه میمیریم
یونا. یه سیلی به ل/ت زد تا ساکت بشه
نوا. می... مینسو زندس
یونا . هااا؟مطمنیی؟
نوا. ارهه ون از ترس غش کرد و مطمنم تا ون لحظه سالم بود
یونا. وقتی مطمن شدیم خرسه رفته میریم بیرون و دنبالش میگردیم
چند مین بعد
ادمین مینسو. بهوش ومد و دستشو دید که غرق خونه و جای ناخن خرس روی دستشه به شدت ترسید و همونجا نشست و از ترس فقط میلرزید و با صدای اروم و بی جونی بچهها رو صدا میکرد قافل از اینکه بدون کجاس و قراره چه بلایی سرش بیاد.....
ادامه دارد......
Part 7
ادمین. خرس بزرگ و گرسنه اروم اروم به سمت دخترا میومد و مینسو که یکم جلو تر رفته بود به خرس نزدیک تر بود پلک نمیزد بدنش سرد شده بود و با ترس به خرس نگاه میکرد که یهو از شدت ترس غش کرد و خرس همون طور که جلو میومد دست مینسو رو لگد کرد و ناخنش توی دستش فرو رفت
نوا. می..... مینس...وو. (اروم و لکنت
ا/ت..(اروم اروم به سمت عقب میرفت
یونا. ( یهو دست ا/ت و نوا رو گرفت و با اخرین سرعتی که میتونست فقط میدویید بدون اینکه بدونه کحا داره میره و خرس هم دنبالشون میدویید
ا/ت. یونااا کجاا میزیی؟ (ترس
یونا. نمیدونم ا/ت فقط بدو (ترس
نوا. بچه ها خرسه داره بهمون نزدیک تر میشه (گریه و ترس
یونا. نوا به عقب نگاه نکن فقط بدو (ترس زیاد و تقریبا بغض
(ادمین. بچه ها خیلی دوییدن و نفسشون داشت بند میومد اما چاره ای نداشتن اگه میستادن خوراک خرس گرسنه میشدن بچه ها هنوز متوجه نبودن مینسو نشده بودن و همچنان میدوییدن تا اینکه ا/ت چیزی زیر یه درخت دید که شکل یه حفره نسبتا کوچیک بود)
ا/ت. بچه ها ون درخته زیرش سوراخه زود بدوییدن سمتش وقتی به درخت رسیدیم شیرجه بزنین تا توش قایم شیمم
نوا. یونا باشههه ( بچه ها بازم همه توانشونو گذاشتن و سریع به سمت سوراخ شیرجه زدن و رفتن توی ون حفره هر چند یکم کوچیک بود ولی بهتر از خورده شدن بود.)
ادمین. چند ثانیه بعد خرس به سوراخ رسید و بچه ها رو دید که ونجا قایم شدن و دست بزرگشو تو سوراخ کرد تا بتونه دخترا رو بگیر بچهها بلند جیغ میزدن و گریه میکردن و درخواست کمک میکردن اما کی بجز خودشون وسط یه جنگل شیطانی بود... خرس یکم به تکون دادن دستش ادامه داد تا وقتی خسته شد رفت و منتظر شد تا دخترا خودشون بیان بیرون)
چند مین بعد
نوا. فکر کنم رفت ( یکم اروم شده بود
یونا. نمیدونم شاید کمین کرده
ا/ت بچه ها مینسو کجاسس؟ (ترس
نوا. ( یاد ون لحظه افتاد و خشکش زد
ا/ت. نواا چیزی یادته میتسو کجاسس؟ (تقریبا بلند
یونا. ا/ت ارومم ما الان نمیدونیم کحاییم ممکنه هر حیون درنده ای صداتو بشنوه و بیاد سمتمون
ا/ت. همش تقصیر شماهاس وسط ناکجا آباد گم شدیم مینسو معلوم نیست خوراک کدوم جنوری شده خودمونم تا چند لحظه دیگه میمیریم
یونا. یه سیلی به ل/ت زد تا ساکت بشه
نوا. می... مینسو زندس
یونا . هااا؟مطمنیی؟
نوا. ارهه ون از ترس غش کرد و مطمنم تا ون لحظه سالم بود
یونا. وقتی مطمن شدیم خرسه رفته میریم بیرون و دنبالش میگردیم
چند مین بعد
ادمین مینسو. بهوش ومد و دستشو دید که غرق خونه و جای ناخن خرس روی دستشه به شدت ترسید و همونجا نشست و از ترس فقط میلرزید و با صدای اروم و بی جونی بچهها رو صدا میکرد قافل از اینکه بدون کجاس و قراره چه بلایی سرش بیاد.....
ادامه دارد......
- ۷.۹k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط