Forest Vampire
Forest Vampire
Part 6
ادمین. بچهها عین از ترس نمیتونستن کار بکنن انگار همه بدنشون قفل شده بود و فقط میلرزیدن تا اینکه یه خرگوش سفید تقریبا بزرگ و ناز از پشت بوته ومد بیرون بعدم سریع فرار کرد بچهها با دیدن خرگوش یه نفس راحتی کشیدن و یکم ترسشون ریخت
مینسو. هوففففف خیالم راحت شد داشتم سکته میکردم
نوا. یه لحظه همه کارای کرده و نکردم ومد جاو چشمامم (خنده اروم.
یونا. خدایی این خرگوش چجوری تونست بوته به این بزرگی رو تکون بده آدم فکر میکنه خرسی ببری چیزی میخاد حمله کنه
مینسو. ا/ت تو حالت خوبه؟
ا/ن. ن..... نه.. بچهها بیاین برگردیم این خرگوش بود خدا میدونه دفعه بعد چی از پشت بوته میاد بیرون (ترس
نوا. دفعه بعدی سمور میاد بیرون (خنده
ا/ت. بچهها لطفا اینجا رو به سخره نگیرین حتما خیلی جنگل وحشتناکیه که هیچ کس حاضر نیست بیاید اینجا
مینسو. همه بجز ما
ا/ت. یعنی بازم میخاین برین جلو تر.؟
نوا.اهوممم دقیقا
ا/ت. یااا بیاین برگردیم خطرناکه
مینسو. خوب تو برگرد ماهم بعد میایم
ا/ت. تنها برمم؟
مینسو. اهومممم
یونا. هعییی بسه ما نباید از هم جدا بشیم ا/ت قول میدم یکم دیگه که جلو تر رفتیم برگردیم اردوگاه باشه؟
ا/ت. باشه ( اروم
(ادمین. دل و جرعت تنها برگشتن و نداشت برای همین قبول کرد بچهها دوباره حرکت کردن و یه چیز عجیب دیدن گل های رز سرخ وحشی که از خودشون نور قرمز بازتاب میکردن و انگار یکی روشون اکلیل ریخته دیدن)
نوا. وایییی ون گل ها رو ببینین چه خوشگلا
مینسو. خیلیییی قشنگهه یونا زود باش عکس و فیلم بگیر
یونا. باشه (دوربینش رو روشن کرد و کلی عکس و فیلم از ون گل ها گرفت
ا/ت. این واقعا قشنگه چشماش برق زد
مینسو. دیدی چیزای جالبی اینحا هست هعی غر میزدی برگردیم؟
ا/ت. محو گل ها شده بود سر تکون داد
نوا. یا من یکی از گل ها رو میکنم میخام بکارمش ( و یه شاخه از گل رو کند اما له محض اینکه کندش نورش خاموش شد و پژمرده شد
یونا. یاا نباید بکنیشون فکر کنم اگه اینا اگه از این بوته جداشون کنی پژمرده میشن
نوا. هعیی باشه حیف شد
ادمین. بچهها داشتن ول ها رو نگاه میکردن که دوباره صدای تکون خوردن بوته ها رو شنیدن
مینسو. حتما یه سموره (خندید
ادمین. مینسو دوقدم به سمت بوته رفت اما این بار نه یه خرگوش بود نه سمور نه هیچ حیوان بی ازار دیگه ای این بار یه خرس قهوهای گرسنه ی بزرگ از پشت بوته ومد بیرون....
ادامه دارد....
Part 6
ادمین. بچهها عین از ترس نمیتونستن کار بکنن انگار همه بدنشون قفل شده بود و فقط میلرزیدن تا اینکه یه خرگوش سفید تقریبا بزرگ و ناز از پشت بوته ومد بیرون بعدم سریع فرار کرد بچهها با دیدن خرگوش یه نفس راحتی کشیدن و یکم ترسشون ریخت
مینسو. هوففففف خیالم راحت شد داشتم سکته میکردم
نوا. یه لحظه همه کارای کرده و نکردم ومد جاو چشمامم (خنده اروم.
یونا. خدایی این خرگوش چجوری تونست بوته به این بزرگی رو تکون بده آدم فکر میکنه خرسی ببری چیزی میخاد حمله کنه
مینسو. ا/ت تو حالت خوبه؟
ا/ن. ن..... نه.. بچهها بیاین برگردیم این خرگوش بود خدا میدونه دفعه بعد چی از پشت بوته میاد بیرون (ترس
نوا. دفعه بعدی سمور میاد بیرون (خنده
ا/ت. بچهها لطفا اینجا رو به سخره نگیرین حتما خیلی جنگل وحشتناکیه که هیچ کس حاضر نیست بیاید اینجا
مینسو. همه بجز ما
ا/ت. یعنی بازم میخاین برین جلو تر.؟
نوا.اهوممم دقیقا
ا/ت. یااا بیاین برگردیم خطرناکه
مینسو. خوب تو برگرد ماهم بعد میایم
ا/ت. تنها برمم؟
مینسو. اهومممم
یونا. هعییی بسه ما نباید از هم جدا بشیم ا/ت قول میدم یکم دیگه که جلو تر رفتیم برگردیم اردوگاه باشه؟
ا/ت. باشه ( اروم
(ادمین. دل و جرعت تنها برگشتن و نداشت برای همین قبول کرد بچهها دوباره حرکت کردن و یه چیز عجیب دیدن گل های رز سرخ وحشی که از خودشون نور قرمز بازتاب میکردن و انگار یکی روشون اکلیل ریخته دیدن)
نوا. وایییی ون گل ها رو ببینین چه خوشگلا
مینسو. خیلیییی قشنگهه یونا زود باش عکس و فیلم بگیر
یونا. باشه (دوربینش رو روشن کرد و کلی عکس و فیلم از ون گل ها گرفت
ا/ت. این واقعا قشنگه چشماش برق زد
مینسو. دیدی چیزای جالبی اینحا هست هعی غر میزدی برگردیم؟
ا/ت. محو گل ها شده بود سر تکون داد
نوا. یا من یکی از گل ها رو میکنم میخام بکارمش ( و یه شاخه از گل رو کند اما له محض اینکه کندش نورش خاموش شد و پژمرده شد
یونا. یاا نباید بکنیشون فکر کنم اگه اینا اگه از این بوته جداشون کنی پژمرده میشن
نوا. هعیی باشه حیف شد
ادمین. بچهها داشتن ول ها رو نگاه میکردن که دوباره صدای تکون خوردن بوته ها رو شنیدن
مینسو. حتما یه سموره (خندید
ادمین. مینسو دوقدم به سمت بوته رفت اما این بار نه یه خرگوش بود نه سمور نه هیچ حیوان بی ازار دیگه ای این بار یه خرس قهوهای گرسنه ی بزرگ از پشت بوته ومد بیرون....
ادامه دارد....
- ۶.۹k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط