{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می‌هی؟
می‌شود وقتی می‌نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز!
از دلتنگیت می‌میرم.

وقتی نیستی
می‌خواهم بدانم چی پوشیده‌ای
و هزار چیز دیگر.

تو بگو
چطور به خودم و خدا
کلافه بپیچم
تا بیایی؟

خنده‌های تو
کودکی‌ام را به من می‌بخشد
و آغوش تو
آرامشی بهشتی
و دست‌های تو
اعتمادی که به انسان دارم
چقدر از نداشتنت می‌ترسم
...

"عباس معروفی
دیدگاه ها (۴)

کاش میشدزندگی تکرارداشت....لااقل تکرار را یکبارداشت....ساعتم...

ﺳﻬــﻢِ ﻣَــﻦ ﺍﺯ ﺩُﻧﯿــــــــــــﺎﻧﺪﺍﺷﺘـــــﻦ ﺍﺳﺘــــــــــــ...

شاد کن جان من ، که غمگین استرحم کن بر دلم ، که مسکین استروز ...

دلتنگى اگر در حرف مى ماند شاید بى هنگام به گریه نمى افتادم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط