باب گریه میکرد که صدای پاتریک و شنید که داشت گریع میکرد

باب گریه میکرد که صدای پاتریک و شنید که داشت گریع میکرد...^^💙
باب: چی شده پاتریک✨
پاتریک:هیچی صدای گریتو شنیدم گریم گرف :)
به این میگن رفاقت*.*❤ ️
#ⓢみムみσσσ
دیدگاه ها (۲۸)

:/

💜 خوبم مِثل کسی که بعد از یک تصادفبلند میشه و میگه نگران نبا...

دُشمَنارو میبینیْ؟☝ 🏻 ️🔪 هَمه اَزْ دَمْ آشنانْ!😹 👐 🏿 #ⓢみムみσσ...

خــیآبـآن پـآییــز ڪوچـہ آذر پلـآڪ ۱۲*-*^^سآݪ هآ پیش همیـــن...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۱#

پارت ۹ سوکوکو( یک قلب بیرون از تن)°•°•°ویو سیگما°•°•°من شویا...

رمان جونکوک ( عمارت ارباب)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط