{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
#شعر_فارسی
دیدگاه ها (۱)

گل_گلدان

لب دریا کنار تو...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

🌱 به رسم کرام ‌| «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن ...

﷽🏴لحظه‌ای که خورشید امامت در قامت کودکی جلوه‌گر شد!▪️راوی گو...

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط