{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که دیگر نبود ،

وقتی که دیگر نبود ،

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت،

من در انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،

من او را دوست داشتم.

وقتی که او تمام کرد،

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد،

من آغاز شدم.

و چه سخت است تنها متولد شدن،

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مردن ...

لعنت به مرگ ... که او را از من گرفت ... !!
دیدگاه ها (۳)

مشتـــــی زنـدگیـــــــم رو دیــــدی چرخیـــده به کامــــم س...

ادعــــــــــــــای رفاقــــــــت رو انقــــــــــدر کــــــ...

p35ات از پشت کوک اومد بیرون م.ا:ات خودتی؟ ات:اوهوم مامان ات ...

هیونلیکس

پارت۵~Goddess ~رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط