{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P6
که یهو در با شدت باز شد و یه دختر بایه لباس خیلی باز وارد شد
جینا: هه نمی‌دونستم کوکی جونم خدمتکار (با عشوه و چشم غرهه)
ا.ت ویو
دیدم که این دختره یهو از در وارد شد و با عشوه داشت حرف میزد نمیدونم چرا وقتی که گفت کوکی جونم حرصم گرفت اصلا به من چه
جینا : هوی تو اسمت چیه ؟؟
+ لی ا.ت هستم
جینا : خب حالا هرچی برو برام غذا درست کن
+ولی..
جینا : حرف نباشه وگرنه میگم کوکی جونم اخراجت کنه
+ دلم میخواد صندلی رو تو سرش خورد کنم (اصلا هم ادمینتون عشق ابدی نمی‌بینه😂😂)
رفتم و از ناچاری براش قهوه درست کردم و گذاشتم جلوش بوش کرد و گفت:
جینا: اگه سمی باشه چی ؟؟ اول خودت بخور
+ ولی....
جینا : گفتم بخورش
+ باشه
من قهوه رو خوردم ولی بهش حساسیت دارم و الاناست که جوش بزنم و بدنم بخاره برای همین رفتم اتاقم و خوابیدم
و ساعت ۵ عصر بیدار شدم رفتم پایین که آب بخورم که دیدم عنتر خانوم هنوز نشسته داشتم آب میخوردم که یهو در باز شد و جینا پرید تو بغل کوک و خودش رو بهش میمالوند ولی حالم بخاطر قهوه زیاد خوب نبود برای همین بی تفاوت رفتم سمت اتاقم
ویو کوک
داشتم به کار هام رسیدگی میکردم که یهو یکی از بادیگارد ها زنگ زد
( مکالمه شون)بادیگارد رو ب.د می‌نویسم
ب.د: ارباب خانم جئون جینا اومدن عمارت
کوک : هعی مگه این کنه ولمون می‌کنه اوکی من تا ۲ ساعت دیگه میام
(پایان مکالمه)
سریع کارم رو انجام دادم و رفتم خونه وارد شدم دیدم ا.ت داره آب میخوره ولی انگار زیاد خالش خوب نبود تا اومدم برم سمتش جینا خودش رو بهم چسبوند که یهو.......



سی سی های گل حمایت پلیزززززز🫧🩵🌊
دیدگاه ها (۳)

اتاق کوک

اتاق ا.ت

لباس ا.ت تو پارت 5

P5 تماس تموم شد و در به صدا در اومد تق تق تق ( صدای در😂) + ب...

خونآشام من

Part 14

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط