{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دست گل ب آب دادم انگار

من دَستہ گلے بہ آب دادم انگار
دِل را بہ دلِ سـَراب دادم انگار
اورفتہﻭمن پُر ازتَب و حادثہﺍم
من خود بہﺩلم عَذاﺏ دادمﺍنگار
دیدگاه ها (۵)

گفتندشعرهای منجوشش دریاستخروش رودبی‌شککمی بالاتربه چشمه‌ای م...

چقـدر دلــم میخواهــد . . .از اول دوستـت داشتـه باشـم . . .و...

کـدام فنجـانِ قـهـــوه را ...نیــم‌ خـورده رهــا کـرده ام .....

‌‌‌ٺو ممنوعہ ترینے و...شب هاي منهیچ گاھ بخیر نخواهند شد ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۶۳ با عجله و امیدواری تند رفت...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۱۶با حرص بهش نگاه کردم که کلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط