کچان تیغه ها داشتن به بدن میدوریا بر می گشتن منم به اون
کچان: تیغه ها داشتن به بدن میدوریا بر می گشتن. منم به اون دختره گفتم حالت خوبه ؟
دختره: آ.آره...... ببینم حال دوستون خوبه؟ انگار خیلی ترسیده بود....
کاچان: آره حالش خوبه کوچولو... اوه دستت بریده. بزار برات پاسمانش کنم. بفرما!
دختره: م.م.ممنون
کاچان: شتو کمک کن بزارش روی کولم خیلی خون ریزی داره بیاد زود ببریمش بیمارستان!
شتو: باشه!
((تو بیمارستان ))
دکتر: خب بزاردینش روی تخت. آها آفرین. آروم...... گفتین تو بارک یه دفه کوسش از کنترلش خارج شد درسته؟ چجوری کنترلش کردد؟
شتو: یه ضربه به گردنش زدم تا بی هوشه
دکتر: خب باید همه چیزی که در مورد کوسش و خودش می دونید به من بگید و به آزمایش خون هم باید اش بگیریم. درضمن بهترین دوستش کیه؟
شتو: کاچان
دکتر: مشکلی نداری که امشب اینجا بمونی؟ اگه می شه تو هم باید بمونی
شوتو و کاچان: باشه
دختره: آ.آره...... ببینم حال دوستون خوبه؟ انگار خیلی ترسیده بود....
کاچان: آره حالش خوبه کوچولو... اوه دستت بریده. بزار برات پاسمانش کنم. بفرما!
دختره: م.م.ممنون
کاچان: شتو کمک کن بزارش روی کولم خیلی خون ریزی داره بیاد زود ببریمش بیمارستان!
شتو: باشه!
((تو بیمارستان ))
دکتر: خب بزاردینش روی تخت. آها آفرین. آروم...... گفتین تو بارک یه دفه کوسش از کنترلش خارج شد درسته؟ چجوری کنترلش کردد؟
شتو: یه ضربه به گردنش زدم تا بی هوشه
دکتر: خب باید همه چیزی که در مورد کوسش و خودش می دونید به من بگید و به آزمایش خون هم باید اش بگیریم. درضمن بهترین دوستش کیه؟
شتو: کاچان
دکتر: مشکلی نداری که امشب اینجا بمونی؟ اگه می شه تو هم باید بمونی
شوتو و کاچان: باشه
- ۱.۹k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط