دکو می گم شما ها برای لباساتو طرحی انتخاب کردید
دکو: می گم شما ها برای لباساتو طرحی انتخاب کردید؟
شتو و کاچان: نه
دکو: می یاد امروز روی طراحی شون کار کنیم و بعد بریم یه دوری بزنیم؟
شتو و کاچان: آره موافقم! هی تو دوباره شروع کردی به تکرار حرفای من ؟!
راوی: دکو ی لبخند خیلی کیوت زد و کاچانو شتو دلشون قشون ضعف رفت. بعد هم شروع به طراحی کردن. و بعد هم لباساشو روپوشیدن و آماده شدن و حرکت کردن تا به یه پارک خیلی بزرگ و قشنگ رسیدن.
شتو پارک خیلی قشنگ بود و یه آرامش خاصی داشت تا این که کوسه ی دکو یه دفه فعال شد و از کنترلش خارج شد! دکو داشت تمام تلاشش رو می کرد تا کنترل کوسش رو به دست بیاره ولی نمی تونست! تیمای سه چهار متری از همه جای دکو بیرون زده بود ! خیلی صحنه ی وحشتناکی بود... ولی یه دفه یه صدای جیغ بلند شد... یه دختر بچه بود که به یکی از تیغه ها خرده بود و داشت یه کم خون ریزی می کرد..... در همون حال منو کاچان داشتیم سعی می کردیم به دکو نزدیک بشیم تا کمکش کنیم. وقتی دکو اون دختر رو دید شروع به گریه کرد و گفت:
ن.ن.نمی.تو.تو.نم... ج.جلوشو...بگی.رم!
کاچان: تیغه ها یه دفه دو یا سه برابر شدن و دکو شروع کرد به خون بالا اوردن! حتی جایی که تیغه ها از اون دراومدن هم داشت خون ریزی می کرد! نمی تونستم به دکو نزدیک شم تا این که نمی دونم چطوری شتو به دکو رسید و بیهوشش کرد.
شتو و کاچان: نه
دکو: می یاد امروز روی طراحی شون کار کنیم و بعد بریم یه دوری بزنیم؟
شتو و کاچان: آره موافقم! هی تو دوباره شروع کردی به تکرار حرفای من ؟!
راوی: دکو ی لبخند خیلی کیوت زد و کاچانو شتو دلشون قشون ضعف رفت. بعد هم شروع به طراحی کردن. و بعد هم لباساشو روپوشیدن و آماده شدن و حرکت کردن تا به یه پارک خیلی بزرگ و قشنگ رسیدن.
شتو پارک خیلی قشنگ بود و یه آرامش خاصی داشت تا این که کوسه ی دکو یه دفه فعال شد و از کنترلش خارج شد! دکو داشت تمام تلاشش رو می کرد تا کنترل کوسش رو به دست بیاره ولی نمی تونست! تیمای سه چهار متری از همه جای دکو بیرون زده بود ! خیلی صحنه ی وحشتناکی بود... ولی یه دفه یه صدای جیغ بلند شد... یه دختر بچه بود که به یکی از تیغه ها خرده بود و داشت یه کم خون ریزی می کرد..... در همون حال منو کاچان داشتیم سعی می کردیم به دکو نزدیک بشیم تا کمکش کنیم. وقتی دکو اون دختر رو دید شروع به گریه کرد و گفت:
ن.ن.نمی.تو.تو.نم... ج.جلوشو...بگی.رم!
کاچان: تیغه ها یه دفه دو یا سه برابر شدن و دکو شروع کرد به خون بالا اوردن! حتی جایی که تیغه ها از اون دراومدن هم داشت خون ریزی می کرد! نمی تونستم به دکو نزدیک شم تا این که نمی دونم چطوری شتو به دکو رسید و بیهوشش کرد.
- ۱.۹k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط