{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏
ویو لونا
10:09
از خواب بیدار شدم و رفتم به سرویس بهداشتی کارامو کردم و رفتم پایین

علامت لونا+
علامت مادرش=

=سلام دخترم.. خوب خوابیدی؟!
+سلام صبح بخیر. عام اره خوب خوابیدم

مادرش نشست روی میز و شروع به صبحونه خوردن کرد و گفت
=لونا.. بیا بشین صبحونه بخور
+الان میام

رفتم و نشست صبحونه خوردم بعد از 20 دقیقه بلند شدم و خواستم برم اتاقم که مامانم صدام زد

=لونا.. فردا مهمونی داریم.. اگه میخای بری خرید امروز برو چون فردا وقت نداریم
+عاممممممم باشه به کاترین میگم باهم بریم
=باشه

اجوما ظرفارو جمع کرد و شست.. منم رفتم تو اتاقم و به کاترین پیام دادم

پیام
لونا: سلاممممم کاترین میای بریم بیرون خرید کنیم؟!
کاترین بعد 2 دقیقه جواب داد
کاترین: ارههههه چرا نیامممم 30 دقیقه دیگه میام دنبالت بریم..
لونا: حلهههه
ویو جونگ کوک
دیشب رفته بودم بار
و یکمی زیاد الکل خوردم..
اه دیشب اصلا یادم نمیاد
بلند شدم رفتم یه دوش 10 مینی گرفتم
و اومدم لباسم پوشیدم..

رفتم پایین و صبحونه خوردم و بعد خدمتکار میز جمع کرد

رفتم تو اتاق کارم
به پرونده هام رسیدگی کردم
کلی کار داشتم
بعد رفتم و لباسم پوشیدم و رفتم شرکت
رسیدم و از ماشین پیاده شدم
که گوشیم زنگ خورد
Dad
جواب دادم..

علامت جونگ کوک_
علامت پدرش~

شروع تماس:

~سلام پسرم خوبی

_سلام ممنونم پدر.. چیزی شده؟!

~زنگ زدم بهت بگم فردا مهمونی داریم.

خانواده کیم قراره بیان خونمون

و توهم باهاش شریک بشی..

_اها. باش مرسی که اطلاع دادی

~خواهش میکنم.. خدافظ

_خدافظ

پایان تماس..

وارد شرکت شدم همه بهم تعظیم کردن

رفتم تو اتاقم و اینجا هم کلی کار داشتم...

بعد رفتم خونه و روی تخت دراز کشیدم و خستگی در کردم...

شرط ها: 5 تا لایک 3 تا کامنت
دیدگاه ها (۶)

Introducing the fic💁‍♀اسم: 𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆 (وقتی عاشق م...

معرفی شخصیت ها: کیم لونادختری با موهای شکلاتی و بلندکمر باری...

𝑝𝑎𝑟𝑡9اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:صبح بلند شدم دیدم داخل ...

بوسه ای ممنوعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط