{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر پشت نقاب ماندیم

آنقدر پشت نقاب ماندیم
که گم شدیم
حالا هیچ کس آشنا نیست
غریبه هایی هستیم
نشسته بر سوگ تنهایی
دیدگاه ها (۳)

متن وصیتنامه داریوش بزرگ اینک که من از دنیا می روم، بیست و پ...

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا ک...

همیشه یه کم شبه ، یه کم روزه یه کم بده ، یه کم خوبه و همینجو...

!!!

‌ انسانیت در من میمیردوقتی مادری کنار امام زاده جوراب میفروش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط