{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خشم يا عشق؟

خشم يا عشق؟
زماني که مرد در حال برق انداختن ماشين جديدش بود،کودک 4ساله اش تکه سنگي برداشت و روي بدنه اتومبيل خطوطي انداخت.مرد چنان عصباني شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد.به دليل شدت خشم،متوجه نشد که با آچار آهني پسرش را تنبيه کرده است.
در بيمارستان،به سبب شکستگي هاي فراوان،انگشتان دست پسرک را قطع کردند.وقتي که پسر چشمان اندوهناک پدرش را ديد،از او پرسيد:(پدر،کي انگشت هاي من مثل اولش مي شن؟)
آن مرد به قدري مغموم بود که هيچ نتوانست بگويد....به سمت اتومبيلش برگشت و چندين بار لگد به آن زد.حيران و سرگردان از عمل خويش،روبه روي اتومبيلش نشست و به خطوطي که پسرش روي آن انداخته بود نگاه کرد....پسرک تنها کلمه اي که بلد بود،نوشته بود:[پدر]
روز بعد آن مرد از شدت ناراحتي سکته کرد و مُرد....
دیدگاه ها (۱)

Broken Wings پارت دو نیمه اول

🖤 پارت ۳۲ | «دختر من»لانا با ناباوری به پدرش خیره شد.— «منظو...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:9"روز بعد،نیویورک"آفتاب صبحگاهی به داخل...

اخرین بازمانده

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط