{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ،

وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ، اما دیده ام ناله ی

عاشقی در تنهایی ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای

کاش می شد اینگونه عاشق شد
دیدگاه ها (۲)

عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ،...

بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهایی س...

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / ولی بی دوست میمیرم در ...

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ،...

عشق چیه

💙کاش ترازوی دو کفه ای باشد در یک طرف عشق امروزی تو ؛ در یک ط...

رمان: فراموش‌شدهفصل ۱: نشانه‌ها در حنجرهآناری همیشه عاشق خوا...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

عاشقانه های شبنم

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

از رویا تا واقعیت تأهل! وضعیت پسرها قبل و بعد از ازدواج!

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط