{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‎مثلِ تمامِ مذهبی های شهر

‎مثلِ تمامِ مذهبی های شهر
‎یک تسبیح در دستانم میگیرم و ذکر میگویم
‎برعکسِ تمامِ مذهبی های شهر
‎دانه دانه اش را نفرین میفرستم به آدمهایی که
‎چشمِ دیدنِ من و تو را
‎شانه به شانه ی هم
‎نداشتند
دیدگاه ها (۳۸)

نومنی إعله ایدک من یجی اللیلوشوف شگد️ عشگ بعیونی شایلّکولو ی...

یمعذب دلیلی ابیش اجازیکعفتنی وما دریت اصار بیهتعرف زین انی ا...

محبتنه چذب مو گالو تموتولتصدگهم الگالولک نسیتک ..!لان انت شر...

ماحبیت غیرک حته اگول انساکوﻻ فد یوم جدمی لغیرک تعده ملیت الص...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۵: نشان تاریکیباران آرام‌تر شده بود…اما درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط