{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمِ خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم

چشمِ خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
نـاگـهـان دل داد زد: دیـوانـه. مـن مى بینمش!

شهریار
دیدگاه ها (۰)

لب های تو چایی ست ولی قند نداریملب هست ولی میل به لبخند ندار...

بی‌عشق هیچ فلسفه‌ای در جهان نبوداحساس در الههء ناز بنان نبود...

👌👌👌

👌👌👌

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل داد زد دیوانه ...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمدل داد زد دیوانه من میبین...

چشم از او،جلوه از او! ما چه حریفیم... ای دل!👤#شهریار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط