وهمون آرمی نام یا همون خواهر ساشا به احتمال درصد وارد

وهمون آرمی نام یا همون خواهر ساشا به احتمال ۹۹ درصد وارد شد وخیلی خشک گفت
آرمیلا :سلام
روبه ساشا ودوستاش کرد وگفت
آرمیلا به‌به دانشجویان زرنگ داشتین مسئله حل میکردین یا کلاس آموزش خوانندگی بوده برید بشین سرجاتون
ساشا آروم به ایرانی گفت
ساشا:آخ که امروز باید استاد اخمویی همچون
آبجیمو تحمل کنم
دیدین چقد درست حدس زده بودم البته باشباهتی که اینا داشتن الاغم می‌فهمید خواهر وبرادرن
خواهرش شروع به صبحت کردن کرد
آرمیلا :متاسفانه باید بگم استاد نیازی امروز نتونستن بیان چون پسرشون که از خارج برگشته بود مریض هستند واستاد بیاد مراقبشون می‌بودند البته اینم بیاد بگم که استاد وقتی بیاد آخرین باری میشه که به شما درس خواهد داد بعدش پسرشون جای پدرشون رو میگیرن یعنی استادتون میشن و تا روزی که اونا بیان من آرمیلا سلطانی که سطح بالا هستم بهتون درس میدم و تاکید می‌کنم که خوب به حرف گوش کنید چون دوبار یه حرفو تکرار نمیکنم من توی کلاس درس هیچ گونه مسخره بازی یا شوخی وهیچ گونه تنبل بازی رو قبول نمیکنم فهمیدید
همه گفتن چشم ولی من باسکوت به دختر مغرور جلو روم نگاه میکردم چقدر شبیه به ساشا بود ولی اخلاقش شباهت ظاهریشو رو تکذیب میکرد
دیدگاه ها (۰)

بعد مدتها دوپارت جدید گذاشتم 😅💃💃

ممنونم بابت حمایت هایی که میکنین ❤️

رمان ملکه یخی و شاهزاده سوار بر اسب سفید پارت ۱۵پایان فلش بک...

👌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط