{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بَغَل عِشوه، کمی اَطوار، آورده نگـار

یک بَغَل عِشوه، کمی اَطوار، آورده نگـار

شیطنت کرد و درونم فاجعه آمد ببـــار

گفتمش ای زلزله، عشقِ منی، دَبِـّه نکن

دَبِّه هم کردی،بُکُن،امّاچِش ازمن برندار
#آنشرلی
دیدگاه ها (۴۳)

آتش زدن به یک “سرنوشت” کبریت نمی خواهد که ! “پـــا” می خواه...

انگار جمعه حق یتیمی را خورده.... و خدا عاقش کرده.... طوری که...

خدایا! «تطمئن القلوبم» باش برای وقتهـایی کـه دلـم بودنت را ب...

دور از نگاهِ سردِ جهان،دست هایِ من با بــافه هایِ مویِ تـو...

درخواستی

درخواستی

پارت ۳۰ (بالاخرههه)O:"من بغلت نکردم، صبح که پاشدم خودت اونجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط