تقصیر خودم بود که لب باز نکردم ، احساس دلم را به تو ابراز
تقصیر خودم بود که لب باز نکردم ، احساس دلم را به تو ابراز نکردم ، زنجیر به پا داشتم این بود که آرام ، پوسیدم و از شهر تو پرواز نکردم ، تو رفتی و من ماندم و تنهایی و یک عمر ، جز باد تو را محرم این راز نکردم ، ای حس غریبانه به چشمان تو سوگند ، یک لحظه من از عشق تو احراز نکردم ، در اوج پریشانی و تنهایی و تردید ، بی نام تو هرگز غزلی ساز نکردم ، با سوز تو ساز دل من رنگ خزان داشت ، این زمزمه را با کسی آغاز نکردم ، بعد از تو کسی نکته ای از عشق نیاموخت ، من نیز دری سوی کسی باز نکردم
- ۸۹۴
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط