{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقصیر خودم بود که لب باز نکردم ، احساس دلم را به تو ابراز

تقصیر خودم بود که لب باز نکردم ، احساس دلم را به تو ابراز نکردم ، زنجیر به پا داشتم این بود که آرام ، پوسیدم و از شهر تو پرواز نکردم ، تو رفتی و من ماندم و تنهایی و یک عمر ، جز باد تو را محرم این راز نکردم ، ای حس غریبانه به چشمان تو سوگند ، یک لحظه من از عشق تو احراز نکردم ، در اوج پریشانی و تنهایی و تردید ، بی نام تو هرگز غزلی ساز نکردم ، با سوز تو ساز دل من رنگ خزان داشت ، این زمزمه را با کسی آغاز نکردم ، بعد از تو کسی نکته ای از عشق نیاموخت ، من نیز دری سوی کسی باز نکردم
دیدگاه ها (۱)

نشانی ام عوض نشده .........!!! هنوز در همین خانه ام ...... !...

لحظه هایی هستند که هستیم ، چه تنها ، چه در جمع ، اما خودمان ...

بگو سرگرم چی بودی که اینقد ساکت و سردیخودت آرامشم بودی خودت ...

در گیرو دار زندگی ، فراوان پیش میآید که باهم درگیر می شویم.ب...

پارت ۵۳معامله نهایی« انقدر بازیگر خوبی هستی که وقتی گفتی سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط