قلدر عاشق
☆قلدر عاشق☆
نقش اصلی :ات _جونگین _ جنی_ هیونجین
علامت ها:
تو:_
جونگین:×
جنی:!
هیون:/
part:1
ویو ات:
تو خواب نازم بودم که ساعت گوشیم زنگ خورد
پاشدم بازم یه روز خسته کننده ی دیگه رو شروع کردم
رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم رفتم پایین صبحونه رو خوردم رفتم مدرسه
مدرسه:
ویو جنی:
امروز یکم زود تر رسیدم مدرسه داشتم میرفتم تو کلاس که هیون رو دیدم:
/ خوشگله ندزدنت😎
! برو گمشو بابا مرتیکه 🙄😒
اصلا حوصله ی هیون رو نداشتم امروز
رفتم نشستم سر جام
ویو ات:
رسیدم مدرسه یکم دیر کردم فقط یه کماااااااا🤏🙂
رفتم تو کلاس جنی رو دیدم که داشت با یجی همکلاسیمون حرف میزد رفتم سمتش :
!به به میبینم که بالاخره اومدی
_حرف نزن بابا خوابم میومد خو
!باش بابا بیا بشین
رفتم نشستم که یهو ................
.
.
.
.
.
.
.
.
هه فک کردی میزارم ادامشو🙂😎😁
نقش اصلی :ات _جونگین _ جنی_ هیونجین
علامت ها:
تو:_
جونگین:×
جنی:!
هیون:/
part:1
ویو ات:
تو خواب نازم بودم که ساعت گوشیم زنگ خورد
پاشدم بازم یه روز خسته کننده ی دیگه رو شروع کردم
رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم رفتم پایین صبحونه رو خوردم رفتم مدرسه
مدرسه:
ویو جنی:
امروز یکم زود تر رسیدم مدرسه داشتم میرفتم تو کلاس که هیون رو دیدم:
/ خوشگله ندزدنت😎
! برو گمشو بابا مرتیکه 🙄😒
اصلا حوصله ی هیون رو نداشتم امروز
رفتم نشستم سر جام
ویو ات:
رسیدم مدرسه یکم دیر کردم فقط یه کماااااااا🤏🙂
رفتم تو کلاس جنی رو دیدم که داشت با یجی همکلاسیمون حرف میزد رفتم سمتش :
!به به میبینم که بالاخره اومدی
_حرف نزن بابا خوابم میومد خو
!باش بابا بیا بشین
رفتم نشستم که یهو ................
.
.
.
.
.
.
.
.
هه فک کردی میزارم ادامشو🙂😎😁
- ۱.۴k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط