قلدر عاشق
☆قلدر عاشق☆
part:2
ویو ات:
رفتم نشستم که یهو جونگین با شدت در کلاس رو باز کرد و با عصبانیت نشست سر جاش
تو ذهنش:واییی ریدم تو خودم پسره ی فلان فلان شده خو یکم آروم تر درو ببند😒
ویو جونگین:
امروز اصلا حوصله نداشتم و فقط میخواستم یکیو گیر بیارم تا سر حد مرگ بزنمش
داشتم همین جور فکر میکردم که استاد وارد کلاس شد:
علامت استاد:&
& بچه ها یه دانش آموز جدید داریم (رو به دانش آموز جدید)خودت رو معرفی کن
علامت دانش آموزه:÷
÷سلام من لی فلیکسم دانش آموز جدید تازه انتقالی گرفتم
ویو ات:
واییییی چقد خوشگله این پسره(هووو پسره چیه بچم اسم داره فلیکس😠🙂)
&فلیکس میتونی بری کنار ات بشینی
÷ببخشید استاد ات کیه؟
&اشاره به تو:اونجاس
÷خیلی ممنون
فلیکس رفت کنار ات نشست
_سلام من پارک ات هستم
÷خوشبختم
ویو ات:
واییییی بهم گفت خوشبختم واییی چقدر خوش شانسم خدا مرسیییییییی
بعد کلاس: (تو حیاط):
÷هی ات صبر کن
_بله چیزی شده؟
÷میگم میای باهم بریم ؟
_امم خب خونه ی شما کجاست؟
÷کوچه ...... (من کره نرفتم که اسمه کوچه هاشو بدونم🙂🗿)
_چه جالبببب منم خونم همون جاست(همچین میگه خونم انگار اون خریده🙂😂)
÷خب چه بهتر بیا بریم دیگه😊
ویو جونگین:
امروز کلا حواسم به ات بود خیلی داشت خودشو به این پسر جدیده نزدیک میکرد باید حواسم بهش باشه
ویو بنده:🙂
ات و فلیکس همین جور که داشتن به سمت خونه میرفتن یهو ات گفت:
_امم میگم میشه لیکسی صدات کنم؟
÷آرع حتما چرا که نع
part:2
ویو ات:
رفتم نشستم که یهو جونگین با شدت در کلاس رو باز کرد و با عصبانیت نشست سر جاش
تو ذهنش:واییی ریدم تو خودم پسره ی فلان فلان شده خو یکم آروم تر درو ببند😒
ویو جونگین:
امروز اصلا حوصله نداشتم و فقط میخواستم یکیو گیر بیارم تا سر حد مرگ بزنمش
داشتم همین جور فکر میکردم که استاد وارد کلاس شد:
علامت استاد:&
& بچه ها یه دانش آموز جدید داریم (رو به دانش آموز جدید)خودت رو معرفی کن
علامت دانش آموزه:÷
÷سلام من لی فلیکسم دانش آموز جدید تازه انتقالی گرفتم
ویو ات:
واییییی چقد خوشگله این پسره(هووو پسره چیه بچم اسم داره فلیکس😠🙂)
&فلیکس میتونی بری کنار ات بشینی
÷ببخشید استاد ات کیه؟
&اشاره به تو:اونجاس
÷خیلی ممنون
فلیکس رفت کنار ات نشست
_سلام من پارک ات هستم
÷خوشبختم
ویو ات:
واییییی بهم گفت خوشبختم واییی چقدر خوش شانسم خدا مرسیییییییی
بعد کلاس: (تو حیاط):
÷هی ات صبر کن
_بله چیزی شده؟
÷میگم میای باهم بریم ؟
_امم خب خونه ی شما کجاست؟
÷کوچه ...... (من کره نرفتم که اسمه کوچه هاشو بدونم🙂🗿)
_چه جالبببب منم خونم همون جاست(همچین میگه خونم انگار اون خریده🙂😂)
÷خب چه بهتر بیا بریم دیگه😊
ویو جونگین:
امروز کلا حواسم به ات بود خیلی داشت خودشو به این پسر جدیده نزدیک میکرد باید حواسم بهش باشه
ویو بنده:🙂
ات و فلیکس همین جور که داشتن به سمت خونه میرفتن یهو ات گفت:
_امم میگم میشه لیکسی صدات کنم؟
÷آرع حتما چرا که نع
- ۱.۳k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط