{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فک میکردم در قلب تو محکوم به حبـــــسم،به یک باره جا خورد

فک میکردم در قلب تو محکوم به حبـــــسم،به یک باره جا خوردم، وقـــــتی زندان بان به سرم فریاد زد...


هـــــی تـــــو...




آزادی...
دیدگاه ها (۱)

یادتان باشد،هیچوقت در زندگیه خود نقش نیشهای مار ( مارو پله) ...

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه،دیوار اتاقش پر از عکس میشه...ام...

سلام ب همگی شبتون بخیر و خوشی...

♥♥♥

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

من وقتی کوچیک بودم و الان چه تغیری کردم .

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part روز بعدویو ا. تچن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط