ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن

ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن

من خسته ایامم ساقی تو آرامم کن 

#معینی_کرمانشاهی
دیدگاه ها (۲)

یار هم غایب و هم حاضر و چون درنگریخالی از غیبت و عاری ز حضور...

‌مگو در کوی او شب تا سحر بھر چه می‌گردیکه دل گم کرده‌ام آنجا...

دوباره زنده کناین خسته ی خزان زده را حلول کن،به تنم جان ببخش...

صد هزاران دل فدا بادا دلی را کو ز عشقسال و ماه و روز و شب مش...

یار ما ای با شاه مشینماه رخه زهره جه بین دوری حتا گوهر یکدان...

با نگاهت، عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شد     خنده بر لب، شاعرم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط