{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کرد

من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کرد
حسرت و بغضِ عجیبی در گلویم گیر کرد

خواب‌ دیدم روحِ من دارد به دوزخ می‌رود
خوابگر کابوس من را خستگی تعبیر کرد

در نگاه آینه انگار می‌سوزد کسی
لعنتی این هم فقط درد مرا تکثیر کرد

کافرم یا اهل دین، دیگر چه فرقی می‌کند
مادرم حتی مرا در ذهن خود تکفیر کرد

در نگاهم ردِ پایِ آتشی جا مانده است
مولوی امثال من را مثل نی تصویر کرد

منطق دیوانگان را دوست دارم، این جنون
آخرش برد و مرا در گوشه‌ای زنجیر کرد
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بسیار فرق است بین دوست...

من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کردحسرت و بغضِ عجیبی در گلویم...

#دل_نوشته🌼من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کردحسرت و بغضِ عجیب...

من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کردحسرت و بغضِ عجیبی در گلویم...

من نوشتم عشق، او وابستگی تفسیر کردحسرت و بغضِ عجیبی در گلویم...

تقدیر یک دروغ غم انگیز محض بوداز ابتدا، سلام نکرده دلی شکست....

~♡*پیوند خونین*♡~p9

نویسنده:جیتنمترجم و ویرایشگر:فیونادستش را محکم گرفتم و از او...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط