{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم! ... همانند جوانی ک لحظه ی اعدام ب گریه ی مادرش

غمگینم! ... همانند جوانی ک لحظه ی اعدام ب گریه ی مادرش میخندیید خاطرش آمد بچگی اش ک مادرش
گفته بود:خنده ات آرامم میکند پسرم
دیدگاه ها (۴)

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

marry without love

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط