#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
پارت ۱۷
با کمک بچهها رفتم سر کلاس
= بچه ها این زنگ کلاس دست جونگکوک هست به حرفش گوش بدین و اینکه مدیر یه نفر رو برای زنگ هنر گذاشته البته این جلسه
بچهها: چشم استاد
- استاد درس بدم و پرسش انجام بدم
= بله بچهها جونگ کوک رو اذیت نکنید الانم اون فردی که گفتم میاد سر کلاس
بعد حرف یونگی صدای در اومد
مدیر: سلام بچه ها بفرمایید ایشون جناب کیم هستن تا چند وقت توی زنگ هنر کمک جونگکوک میکنند
- سلام جناب کیم من جونگکوک هستم
مدیر : من دیگه میرم جناب مین بفرمایید
مدیر و یونگی رفتن
+ خب بچه ها من کیم تهیونگ هستم
^ شما با جین و نامجون نسبتی دارید
+ خیر خب جونگکوک کارت رو شروع کن
- چشم خب بچهها اول درس میدیم بعد پرسش
+ جات کجاست
- اون صندلی کنار پنجره که کنارش پسر مو بلند نشسته
+ من سر جات میشینم
- حتما بفرمایید
تهیونگ نشست سر جای من و من شروع کردم درس دادن
جیهوپ : ببخشید یه سوال دارم جونگکوک وقتی ژاپنی ها حمله کردن ما چند سال توی استعمار بودیم
- ۳۵ سال
^ منم یه سوال دارم . ما توسط چه کشورهایی تحت سلطه بودیم
- آلمان، آمریکا و ژاپن که در این درس جلو تر میخونیم
میسا : جونگکوک وقت استراحت نمیدی خسته شدیم
- میسا ده دقیقه هم نشده درس شروع شده
+ جونگکوک چقدر دیگه درس داریم
- دو صفحه که نصف صفحه اول فعالیت و بیشتر بدانیم هست و صفحه دوم هم بیشترش بیشتر بدانیم هست
+ ادامه بده بعدش استراحت بده
- چشم
بالاخره درس تموم شد و استراحت دادم نشستم و با ته چت کردم
- چطور بودم خرس عسلی
+ بی نظیر مثل همیشه
- مرسی ولی زنگ بعدی رو چیکار میکنی
+ تو کلاس رو کنترل کن و تکلیف بهشون بده
- بازی کنیم
+ باشه
ویو کوک زنگ هنر
- خب بچهها این جلسه تکلیف نداریم و میخوایم بازی کنیم
میونگ: جونگکوک میتونم یه سوال از جناب کیم بپرسم
- بله
میونگ: جناب کیم شما مجردین
+ ارتباطش به شما
میونگ: آخه از وقتی اومدین دل نصف دخترای کلاس رو بردین
^ (در گوش ته میگه ) این دختره یکی از همون هرزه هایی که توی بار کار میکنه همیشه هم اینجوریه
+ خیر من نامزد دارم
میونگ : نمیشه باهاش بهم بزنین و بیاین با من
+ خیر من نامزدمو دوست دارم
بعد حرف اول میونگ من حسودیم شد و به بقیه بحث گوش ندادم که پیامی برام اومد
+ بانی کوچولوی من حسودی نکن من تورو خیلی دوست دارم
گوشی رو خاموش کردم و گذاشتم روی میزم که جیمین دستمو کشید
^ اروم باش صورتت داره قرمز میشه حرارت بدنت هم بالاست
- اوهوم . جناب کیم میتونم برم دستشویی
+ بله
رفتم دستشویی و آبی به صورتم زدم و برگشتم . سر جام نشستم و کلاس رو دادم دست ته . دفتر نقاشیم رو در آوردم و شروع کردم به کشیدن . نمیفهمیدم چی میکشم هین کشیدن اشکم در اومد
× کوک خوبی
- نه
÷ میخوای دربارش حرف بزنیم
- نه نمیتونم دارم خفه میشم
^ جناب کیم میتونم کوک رو ببرم بیرون حالش بده
+ باشه ببر
با جیمین رفتیم بیرون
^ هی کوک اروم باش
- نمیتونم اون .... اون روز
ویو تهیونگ
+ میشه یکی از بچهها توضیح بده چرا حال جونگکوک بد شد
مینهو : جناب کیم .....
× ممکنه به خاطر این نقاشی باشه
مینهو : ممکن نه حتما من پسر عموشم جئون مینهو
+ خب میتونی توضیح بدی
که در کلاس باز شد و کوک و جیمین اومدن داخل
- نه مینهو این مال گذشته نمیخوام دوباره بحثش باز بشه فقط جناب کیم در این حد بدونید که من مادرم رو از دست دادم
توی لحن کوک بغض بود و من حسش کردم . بالا خره زنگ خورد .
+ کوک دم در کافه منتظرم دلم میخواد بغلت کنم
- دارم میام
بعد پیام گوشی رو پرت کردم روی صندلی .
- سلام (بغض)
+ سلام عزیزکم چیشد یهو سر کلاس
- نمیدونم هیچی نمیدونم فقط وقتی دفترمو باز کردم بی اختیار شروع کردم به نقاشی خوابی که موقع بی هوش بودنم دیدم
+ میخوای بریم سر خاکش
- میشه آخه امروز سال....
+ آره
ویو کوک
سرم رو به پنجره تکیه دادم و چشامو بستم .
+ کوک من میرم الان میام
- باشه
اشکی از گوشه چشمم پایین اومد که صدای در اومد
+ بفرما اینو بخور و این دسته گل هم برای مادرت گرفتم تا بهش بدی
- مرسی برای خودت خوراکی نگرفتی
+ نه نمیخورم
- چقدر دیگه میرسیم
+ ۲۰ دقیقه
- اوهوم
+چقدر بهش وابسته بودی
- مادرم خیلی اگه الان بود اولین کسی بود که باهاش مشورت میکردم .
+ بعدش چیشد
- وقتی که رفت فقط من باهاش حرف میزدم پدرم کارش شلوغ تر شد و وقتش برام کم . برادر یا خواهری هم ندارم فقط با جیمین خوبم . کل فامیل منو مقصر میدونن وپدرم هم همین طور ولی به روی خورش نمیاره دیشب هم مینهو نبود وگرنه اونم با ازدواج من مخالفت میکرد
پارت ۱۷
با کمک بچهها رفتم سر کلاس
= بچه ها این زنگ کلاس دست جونگکوک هست به حرفش گوش بدین و اینکه مدیر یه نفر رو برای زنگ هنر گذاشته البته این جلسه
بچهها: چشم استاد
- استاد درس بدم و پرسش انجام بدم
= بله بچهها جونگ کوک رو اذیت نکنید الانم اون فردی که گفتم میاد سر کلاس
بعد حرف یونگی صدای در اومد
مدیر: سلام بچه ها بفرمایید ایشون جناب کیم هستن تا چند وقت توی زنگ هنر کمک جونگکوک میکنند
- سلام جناب کیم من جونگکوک هستم
مدیر : من دیگه میرم جناب مین بفرمایید
مدیر و یونگی رفتن
+ خب بچه ها من کیم تهیونگ هستم
^ شما با جین و نامجون نسبتی دارید
+ خیر خب جونگکوک کارت رو شروع کن
- چشم خب بچهها اول درس میدیم بعد پرسش
+ جات کجاست
- اون صندلی کنار پنجره که کنارش پسر مو بلند نشسته
+ من سر جات میشینم
- حتما بفرمایید
تهیونگ نشست سر جای من و من شروع کردم درس دادن
جیهوپ : ببخشید یه سوال دارم جونگکوک وقتی ژاپنی ها حمله کردن ما چند سال توی استعمار بودیم
- ۳۵ سال
^ منم یه سوال دارم . ما توسط چه کشورهایی تحت سلطه بودیم
- آلمان، آمریکا و ژاپن که در این درس جلو تر میخونیم
میسا : جونگکوک وقت استراحت نمیدی خسته شدیم
- میسا ده دقیقه هم نشده درس شروع شده
+ جونگکوک چقدر دیگه درس داریم
- دو صفحه که نصف صفحه اول فعالیت و بیشتر بدانیم هست و صفحه دوم هم بیشترش بیشتر بدانیم هست
+ ادامه بده بعدش استراحت بده
- چشم
بالاخره درس تموم شد و استراحت دادم نشستم و با ته چت کردم
- چطور بودم خرس عسلی
+ بی نظیر مثل همیشه
- مرسی ولی زنگ بعدی رو چیکار میکنی
+ تو کلاس رو کنترل کن و تکلیف بهشون بده
- بازی کنیم
+ باشه
ویو کوک زنگ هنر
- خب بچهها این جلسه تکلیف نداریم و میخوایم بازی کنیم
میونگ: جونگکوک میتونم یه سوال از جناب کیم بپرسم
- بله
میونگ: جناب کیم شما مجردین
+ ارتباطش به شما
میونگ: آخه از وقتی اومدین دل نصف دخترای کلاس رو بردین
^ (در گوش ته میگه ) این دختره یکی از همون هرزه هایی که توی بار کار میکنه همیشه هم اینجوریه
+ خیر من نامزد دارم
میونگ : نمیشه باهاش بهم بزنین و بیاین با من
+ خیر من نامزدمو دوست دارم
بعد حرف اول میونگ من حسودیم شد و به بقیه بحث گوش ندادم که پیامی برام اومد
+ بانی کوچولوی من حسودی نکن من تورو خیلی دوست دارم
گوشی رو خاموش کردم و گذاشتم روی میزم که جیمین دستمو کشید
^ اروم باش صورتت داره قرمز میشه حرارت بدنت هم بالاست
- اوهوم . جناب کیم میتونم برم دستشویی
+ بله
رفتم دستشویی و آبی به صورتم زدم و برگشتم . سر جام نشستم و کلاس رو دادم دست ته . دفتر نقاشیم رو در آوردم و شروع کردم به کشیدن . نمیفهمیدم چی میکشم هین کشیدن اشکم در اومد
× کوک خوبی
- نه
÷ میخوای دربارش حرف بزنیم
- نه نمیتونم دارم خفه میشم
^ جناب کیم میتونم کوک رو ببرم بیرون حالش بده
+ باشه ببر
با جیمین رفتیم بیرون
^ هی کوک اروم باش
- نمیتونم اون .... اون روز
ویو تهیونگ
+ میشه یکی از بچهها توضیح بده چرا حال جونگکوک بد شد
مینهو : جناب کیم .....
× ممکنه به خاطر این نقاشی باشه
مینهو : ممکن نه حتما من پسر عموشم جئون مینهو
+ خب میتونی توضیح بدی
که در کلاس باز شد و کوک و جیمین اومدن داخل
- نه مینهو این مال گذشته نمیخوام دوباره بحثش باز بشه فقط جناب کیم در این حد بدونید که من مادرم رو از دست دادم
توی لحن کوک بغض بود و من حسش کردم . بالا خره زنگ خورد .
+ کوک دم در کافه منتظرم دلم میخواد بغلت کنم
- دارم میام
بعد پیام گوشی رو پرت کردم روی صندلی .
- سلام (بغض)
+ سلام عزیزکم چیشد یهو سر کلاس
- نمیدونم هیچی نمیدونم فقط وقتی دفترمو باز کردم بی اختیار شروع کردم به نقاشی خوابی که موقع بی هوش بودنم دیدم
+ میخوای بریم سر خاکش
- میشه آخه امروز سال....
+ آره
ویو کوک
سرم رو به پنجره تکیه دادم و چشامو بستم .
+ کوک من میرم الان میام
- باشه
اشکی از گوشه چشمم پایین اومد که صدای در اومد
+ بفرما اینو بخور و این دسته گل هم برای مادرت گرفتم تا بهش بدی
- مرسی برای خودت خوراکی نگرفتی
+ نه نمیخورم
- چقدر دیگه میرسیم
+ ۲۰ دقیقه
- اوهوم
+چقدر بهش وابسته بودی
- مادرم خیلی اگه الان بود اولین کسی بود که باهاش مشورت میکردم .
+ بعدش چیشد
- وقتی که رفت فقط من باهاش حرف میزدم پدرم کارش شلوغ تر شد و وقتش برام کم . برادر یا خواهری هم ندارم فقط با جیمین خوبم . کل فامیل منو مقصر میدونن وپدرم هم همین طور ولی به روی خورش نمیاره دیشب هم مینهو نبود وگرنه اونم با ازدواج من مخالفت میکرد
- ۴۴۰
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط