{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
پارت ۱۸
- سلام مامان قشنگم قربونت بشم حالت خوبه ببخشید که این چند وقته نیومدم پیشت . مامان ای کاش بودی ..... بودیو می‌دیدی که چشکلی پسرت عذاب میکشه . بودی و هق می‌دیدی میخواستن پسرت رو بدن به قاتلت به کسی که جونتو گرفت . هق هق مامان راستی ایشون تهیونگ هستن نامزدم دوست داشتم روز عروسیم اولین کسی که منو میبینه تو باشی ولی رفتی . امروز توی مدرسه پسرت رو زدن ولی بابا نیومد تهیونگ اومد . ته بیا اینجا . مامان دلم واست تنگ شده خیلی خیلی زیاد دلم واسه روزایی که با جیمین و خاله میرفتیم پارک و من و جیمین میرفتیم تاب بازی تنگ شده.
^ کوک
- جیمین
^ چیشده قند عسلم ببینمت
+ سلام یونگی سلام پسرا
×÷= سلام چیشده
+ هیچی
- سلام بچه ها
=÷× سلام جونگ‌کوک
= کوک خوبی
- آره (بغض )
= اگه میخوای گریه کنه راحت باش
- مرسی
^ چند وقت نیومدی اینجا
- خیلی وقته
^ تسلیت میگم امروز روز فوت مادرت بود که اون نقاشی
- اون اصلا دست خودم نبود
^ ما دیگه بریم
- نه تا هر وقت خواستید بمونید من عادت دارم اینجوری با مامانم حرف بزنم .
÷ برو پیشش
- مرسی پسرا
دوباره رفتم پیش سنگ قبر مادرم
- مامانی من هنوزم خرسی رو که برام گگرفتی رو بغل میکنم . راستی مامان اینا دوستای منن ایشون یونگی هست و وسطی نامجون و کنارش جین هست . مامان ای کاش بودی بودی پسرت رو میگرفتی بغل میرفتی باهاش پارک و شهر بازی مثل قدیما . براش شیر موز و کیک شکلاتی میگرفتی . مامان من میترسم من دیگه از بابا هم میترسم . چرا بابا تضاهر میکنه من مقصر مرگت نیستم وقتی همه دارن میگن من مقصرم . راستی مامان نگاه کن اینو امروز کشیدم . یادته اون روزی که رفتیم برای خرید کریسمس این کوله و گوشیمو برام گرفتی یادته روز تولدم خرگوش کوچولو صدام میکردی یادته وقتی دوربینمو برام گرفتی اولین عکسم رو از تو خودم گرفتم . مامان چرا رفتی اون موقعا دلم نمیومد بهت بگم که مامان‌بزرگ منو می‌زد و می‌گفت تو باعث مرگش شدی . عمه میزدم . عمو هم میزدم. یادته وقتی اولین طراحیم رو کشیدم . مامان امروز مایا زدم . دیگه نمیتونم میشه بیای منو با خودت ببری
×÷=+^( گریه )
- مامان من دیگه از مافیا ها نمی‌ترسم البته بعضیاشون . مامان قشنگم من درسام مونده خیلی دوست داشتم بیشتر بمونم ولی نمیتونم تهیونگم اذیت کنم . امید وارم فردا بتونم بیام پیشت . ته میتونیم بریم
^ کوک حالت خوبه
- آره الان بهتر شدم . مینهو
مینهو :کوک (پریدن بغل هم )دلم برات تنگ شده بود
- منم
مینهو : ببینمت دیشب چیشده بود
- هیچی میخواستن با قاتل مامانم ازدواج کنم منم قبول نکردم راستی منم الان کاپ دارم
مینهو: مگه عمو گذاشته
- آره ایناهاش تهیونگ
مینهو: ايشون که همون آقاهه که اومد سر کلاس
- درسته مینهو مراقب باش
مینهو: تو بیشتر از من مراقب باش
ع‌ک: هی هرزه از مینهو دور شو ببینم (یه سیلی زد توی گوش کوک )
مینهو: عه عمه این چه کاری بود (کوک رو بغل کرد ) هیش نامدونسنگ اروم باش
- من خوبم من دیگه باید برم درسام مونده مینهو خوشحال شدم دیدمت میترسم اگه بیشتر بمونم رابطه من و تو از اینی که هست بدتر بشه
مینهو: خدا حافظ کوک مراقب خودت باش
دست ته رو گرفتم و می‌خواستیم بریم که صدای جیمین توجهم رو جلب کرد
^ شما هیچ نسبتی باهاش ندارید وقتی بلد نیستید با پسرش درست حرف بزنید چطور خودتونو باهاش فامیل میدونید
مینهو: منم با جیمین موافقم
ع‌ک: مینهو تو ساکت که من حساب تورو میرسم
^ خاله من با تمام وجودش تنها پسرش رو دوست داره پس وقتی با پسرش درست رفتار کردین میتونید خودتونو باهاش فامیل بدونید
بدون فکر رفتم جیمین رو بقل کردم
^ هی نامدونسنگ اروم خفه شدم
- مرسیییییییی من برم بای بای
دوباره رفتم پیش ته و دستشو گرفتم و برای پسرا دست تکون دادم
دیدگاه ها (۰)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۱۷با کمک بچه‌ها رفتم سر کلاس = ...

+ چرا - اونم مثل منه مادرش رو از دست داد بچه که بود من و مین...

#عشق‌یاهوس پارت ۷تهیونگ منو بلند کرد و داخل کالاسکه برد و سی...

پارت ۵ فاصله تیغ تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط